تولد دانش آموزان و معلم پایه دوم و جشن پایان سال






روز بزرگداشت حکیم عمر خیام
28 اردیبهشت ماه بزرگداشت حکیم عمر خیام ,همه ساله چنین روزی به عنوان روز بزرگداشت حکیم عمر خیام گرامی داشته می شود .
ابوالفتح الدین عمر بن ابراهیم نیشابوری مشهور به خیام از برجسته ترین حکما و ریاضی دانان جهان اسلام در سال ۳۲۹ ه.ق در نیشابور دیده به جهان گشود.
حکیم عمر خیام وی پس از طی تحصیلات در حوزه ای مختلف در رشته ریاضیات و نجوم تبحر خاصی یافت و در این حوزه شیوه های خاصی را در حل مسایل مختلف ابداع کرد . حکیم عمر خیام به دلیل تبحر و دانش عظیمی که در این دو علم بدست آورده بود ، ملکشاه سلجوقی او را به سوی در بار فراخواند و وی را در صدر نشاند .
خیام در نزد ملکشاه دست به انجام کارهای علمی بسیاری زد که از میان آنها می توان به نگارش تقویم جلالی اشاره کرد.
حکیم عمر خیام بنا به در خواست ملکشاه رصدخانه ملکشاهی را ساخت و در صدد اصلاح تقویم موجود بر آمد . تقویم جلالی او که امروزه در میان ایرانیان رواج دارد از چنان اعتباری بر خوردار است که تا کنون کمتر به آن ایراد وارد شده است.
(پیش تر شش گونه تقویم در حوزه تقویم مسیحی مورد لحاظ قرار می گرفت که تقویم "چرخه خورشیدی" که مبدا آن سال ۵۷۷۷ قبل از میلاد است ، قدیمی ترین آنها به شمار می رود . همچنین تقویم دوره ژولیان با مبدا ۴۷۱۴ قبل از میلاد از آن جمله است . تقویم دیگر تقویم ژولیان است که مبدا آن سال ۴۵ قبل ازمیلاد است.

حکیم عمر خیام
دیگری تقویم سزار اسپانیا است با مبدا سال ۳۸ پیش از میلاد است . مبدأ تاریخ اکسیون هم سال اول قبل از میلاد است والبته مبدأ تقویم پیسا نیز سال یک قبل از میلاد است. در حال حاضر در غالب کشور های جهان تقویم گریگوری حاکم است و بیشتر کشورها به منظور تطبیق خود با مبنای اقتصادی دیگر کشور این تقویم را مبنای کار خود قرار داده اند.
سال قمری ده روز و شش ساعت و یازده ثانیه کوتاهتر از سال شمسی است. با تنظیم تقویم جلالی مقرر شد که هر چهار سال یک روز بر تعداد روزهای سال بیفزایند و سال چهارم را ۳۶۶ روز حساب کنند و پس از هر ۲۸ سال ( هفت دوره چهار ساله ) به جای آنکه به آخرین ماه سال یک روز بیافزایند این روز را در نخستین دوره بعد یعنی دوره نهم اضافه کنند . به این ترتیب سال جلالی نزدیکترین سالهای جهان به سال شمسی شد . سال شمسی حقیقی ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۶۴ ثانیه است.)
حکیم عمر خیام تنها به این امر مبادرت نورزید و از خود آثار گرانسنگی در حوزه های مختلف علمی به جای نهاده است که از میان آنها می توان به رساله فی شرح ما اشکال من مصادرات اقلیدس ، رساله فی ابراهین علی المسائل الجبر و المقابله ، میزان الحکم رساله الکون و التکلیف ، الجواب عم ثلاث مسائل اضیاء العقلی ، رساله فی الوجود ، رساله فی کلیه الوجود ، نوروزنامه و کتاب الزیج المکشاهی اشاره کرد .
حکیم عمر خیام را امروزه بیشتر به دلیل اشعارش می شناسند . این دانشمند بر جسته جهان اسلام در سال ۵۱۷ ه.ق چشم از جهان فرو بست .

25 اردیبهشت ماه، سالروز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر بلندآوازه ایرانی است. او که با اثر شکوهمند خود، نقش جوانمردی، اخلاق و ایمان را در بلندای زمان بر تاریخ نشاند و با حکمت و بینش گسترده، فرهنگ غنی ایران را تا فراسوی مرزهای خاکی به دل عاشقان فرهنگ و هنر نمایان ساخت.
فردوسی، از جمله معماران فرهنگ و ادب بخش بزرگی از جهان امروز است که با هموار ساختن رنجی سیساله بر خود، توانست اندیشه پویا و تصویری زیبا را در همگونی دین و فرهنگ ملی در قالب یادگاری هزار ساله، ولی همواره تازه و سودمند باقی گذارد. در این مقاله، به زندگی و نیز برخی موضوعهای پرداخته شده در اثر جاودان او شاهنامه میپردازیم.
تولد و خانواده:
در سال 329 هجری که ابوعبداللّه رودکی، پدر شعر فارسی بدرود حیات گفت، روستای باژ از توابع خراسان، شاهد ولادت ابوالقاسم حسنبن علی طوسی، معروف به فردوسی بود. فردوسی از کودکی به دانشآموزی پرداخت و اخلاق، تاریخ و فرهنگ ایرانی، تن و جان او را پرورش داد. او با شوق و دقتی عاشقانه، در نظم کشیدن شاهنامه میکوشید و هرگاه فرصتی مییافت، مطلبی از زندگی خود را نیز در سرگذشت این نامه باستان میگنجاند. او همسری باسواد و اهل ادب داشت که از او با لطف و مهربانی یاد میکند. همچنین صاحب پسر و دختری شد که البته پسر در جوانی از دست رفت و پدر را در غم خود داغدار کرد.
فردوسی و زبان فارسی:
فردوسی برای اظهار هنر خود، زبان سادهای را به کار برده و شاهنامه را شاهکار زمان و بیان ساخته است. پس از اسلام و با ورود ادبیات عرب به ایران اندکاندک بسیاری از واژگان و ترکیبهای اصیل فارسی، به دست فراموشی سپرده میشد، ولی حکیم توس، با به نظم در آوردن شاهنامه، تا حد زیادی جلو این کار را گرفت. از این رو، با اینکه بیش از هزار سال از تاریخ نظم شاهنامه میگذرد، امروزه هم زبان این کتاب، برای فارسیزبانان قابل فهم است. این، معجزه سادگی زبان است که فردوسی آن را به وجود آورد. بسیاری از واژههای ساده به کار رفته در شاهنامه، از آفت فراموشی مصون مانده است؛ زیرا بیشتر این واژهها که در ادبیات شاهنامه آمده، بر زبانها جاری گشته و تا امروز باقی است.
رسالت فردوسی:
حکیم ابوالقاسم فردوسی، با شاعران همعصر خود تفاوت بسیاری داشت. در آن زمان، بسیاری از شاعران به ستایش شاهان و درباریان سرگرم بودند. در این میان، فردوسی، ستایشگری را پیشه خود نساخت. او در شاعری هدف بلندتری داشت و برای خویش رسالتی تاریخی قائل بود. به همین دلیل، به صله و ستایش نیاز نداشت. بزرگترین امتیاز فردوسی این است که او شاعری را رسالت میپنداشت و یکدل و یک جهت به این کار بزرگ همت گماشت و شاهنامه، ارزشمندترین کتاب تاریخی منظوم را از خود به یادگار گذاشت.
پروردگار در شاهنامه:
دانای توس، حکیم ابوالقاسم فردوسی که دیباچه سخن را به دلنشینترین آهنگ دینداری و دینباوری آراسته است، در ستایش خدای بزرگ میسراید:
به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد
خداوند نام و خداوند جای خداوند روزی ده رهنمای
خداوند کیوان و گردان سپهر فروزنده ماه و ناهید و مهر
او شاهنامه سترگ خود را به نام خداوند جان و خرد آغاز میکند و از دین و باورهای خود به صورتهای گوناگون در آن سخن میآورد و انسان را به خداشناسی و دینمحوری توجه میدهد. فردوسی در شاهنامه در ستایش یزدان پاک سخن گفته و سروده است:
جهان را بلندی و پستی تویی ندانم چهایی هرچه هستی تویی
سرانجام :
فردوسی، شاعر حماسهسرای ایرانی، حدود نود سال زیست و سی سال از عمر گرانبهایش را صرف نگهداری زبان اصیل فارسی و تمدن ایرانی کرد. او سالهای آخر عمر را در تنگدستی گذراند و توانایی مالی خود را که در جوانی از آن بهرهمند بود، از دست داد؛ چونانکه میسراید:
الا ای برآورده چرخ بلند چه داری به پیری مرا مستمند
چو بودم جوان، برترم داشتی به پیری مرا خوار بگذاشتی
مرا کاش هرگز نپروردیا چو پرورده بودی، نیازردیا
او در شهر توس از دنیا رفت و در باغش به خاک سپرده شد. بنای زیبا و اشعار بلند حک شده بر مزارش، چنان پویا و گویا سخن میگوید که گویی خود شاعر زنده است و با لحن دلنشین شعر میخواند:
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما

آیت الله حاج میرزا محمد حسن حسینی شیرازی ازعلمای عالیقدر شیعه می باشد. میرزا در اوایل زندگی به سال 1248 ه. ق از مولد خویش شیراز به اصفهان رفت ونزد علمای آن شهر به تحصیل علوم عقلیه و نقلیه مشغول شد سپس در سال 1259 ه. ق به عتبات عالیه رفت و نزد شیخ مرتضی انصاری به تلمذ پرداخت. درسال 1291 ه. ق در سامره اقامت گزید و به تدریس و تعلیم مشغول شد تا اینكه به سال 1312 ه.ق به رحمت پروردگار نایل آمد و درنجف به خاك سپرده شد.
فتوای تاریخی وی در تحریم تنباكو، توطئه ای را كه به سال 1309 ه.ق به دست ناصر الدین شاه قاجار با واگذاری امتیاز دخانیات ایران به مدت پنجاه سال به انگلیسی ها در حال شكل گرفتن بود، در نطفه نابود كرد.
ناصرالدین شاه در سومین سفرش به اروپا ، در12 شعبان 1306 ه. ق از راه روسیه به انگلستان رفت و چون در اثر ولخرجی زیاد و عیاشی، پولهایش تمام شد ؛ امتیازی را در زمینه كشت، توزیع و فروش توتون وتنباكو به شخصی انگلیسی به نام " ماژور تالبوت" داد و در مقابل مقداری پول گرفت . مذاكره در شهر " برایتون" شروع شد . در این مذاكره اعتماد السلطنه و تالبوت به توافق رسیدند و وقتی شاه به " برایتون" آمد تالبوت توانست با دادن رشوه هایی به درباریان از جمله امین السلطان نظر موافق شاه را به دادن انحصار دخانیات، در مقابل دریافت 25 هزار لیره جلب كند . بعد از برگشت شاه به ایران ، تالبوت نیز برای شروع كار به ایران آمد. طبق قرارداد یاد شده ، كمپانی رژی باید سالانه 15 هزار لیره به صندوق دولت ایران واریز می كرد و در عوض كشت و فروش توتون و تنباكو را در انحصار خود می گرفت. سیاستی كه استعمار انگستان در این گونه موارد به كار می برد ، این بود كه شخصی را رابط قرار می داد كه آن شخص امتیاز بگیرد ؛ اما در اصل امتیاز از آن انگلستان بود.
بعد از امضاء قرار داد ، كاركنان شركت انگلیسی وارد ایران شده و در شهرها پراكنده گردیدند ، اما مردم از ورود آنان به داخل شهرها جلوگیری كردند.
دراین موقع سید جمال الدین اسدآبادی به پیشنهاد سید علی اكبر فال اسیری كه درتبعید بود، نامه ای به میرزای شیرازی نوشت كه این نامه بیانگر درك عمیق سید از وضعیتی بود كه مردم آن زمان داشتند و بیان می كند كه میرزای شیرازی به خاطر موقعیت خاص خود چه مسؤولیت سنگینی بر عهده دارد .
سید نامه هایی نیز به علمای داخل كشور می نویسد. بعد از وصول نامه ، میرزای شیرازی در تاریخ 19 ذی الحجه 1308 ه. ق 17 ماه پس از امضای قرار داد با كمپانی رژی به وسیله كامران میرزا نایب السلطنه، تلگرافی را به نزد شاه می فرستد و می گوید كسانی را كه تبعید كرده به كشور بازگرداند و در مورد قرارداد، مخالفت خود را ابراز كند. وقتی این تلگراف به دست شاه می رسد اعتنا نمی كند و فقط خود شاه امین السلطان و چند نفر دیگر ازاین تلگراف با خبر می شوند. ناصرالدین شاه برای پاسخ به نامه ی میرزای شیرازی، به میرزا مشیر الوزارة كارپرداز ایران در بغداد می گوید كه به پیش میرزا برود و با او مذاكره كند و از سیاست دفع الوقتی استفاده نماید و می گوید چون تلگراف مفصل بود با پـُست فرستاده ایم، كه در واقع دروغی بیش نبوده است. در نهایت پس از بی اعتنایی شاه تهران، حكم تحریم تنباكو از طرف آیت الله میرزای شیرازی به این شرح صادر می شود.
" الیوم استعمال توتون و تنباكو بای نحو كان در حكم محاربه با امام زمان عجل الله تعالی فرجه است"
در شهر ولوله ای می افتد هر كس كه سواد دارد ، از روی آن نسخه ای بر می دارد. این حركت نشانگر آغاز یك مبارزه مكتبی علیه استعمار بود.
در این موقع شاه و امین السلطان با استفاده از خواجگان معمم درباری این حكم میرزا را ، جعلی قلمداد می كنند؛ اما مردم فریب نخورده و به مبارزه ی خود ادامه می دهند تا اینكه امتیاز داخلی دخانیات از طرف شاه لغو می شود علما و مردم به این اكتفا نكرده و خواستار لغو امتیاز خارجی نیز می شوند.
پس از حكم میرزا قلیانها شكسته می شود ، مردم از كشیدن توتون و تنباكو دست می كشند ، تمام مغازه های فروش توتون و تنباكو را می بندند و با شركت رژی نیز معامله نمی كنند. این جریان ادامه می یابد تا اینكه در تاریخ 23 جمادی الاول 1309، اعلانی در كوچه و بازار زده می شود:" بر حسب حكم جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای میرزای شیرازی، اگر تا 48 ساعت دیگر امتیاز دخانیات لغو نشود یوم دوشنبه آتیه جهاد است، مردم مهیا شوید."
شاه بسیار ناراحت می شود و خارجیان نیز از ترس جان از تهران و دیگر شهرها فرار می كنند . شاه روش خشونت آمیزی پیش می گیرد تا بتواند علما را از راه تهدید به حبس و تبعید ساكت كند. رئیس كمپانی رژی به نزد امین السلطان می رود و می خواهد كه امین السلطان، علما را راضی كند و حتی از وی تقاضا می كند كه میرزای آشتیانی را از تهران تبعید نماید . امین السلطان این موضوع را به شاه می رساند و پس از اصرار زیاد امین السلطان، شاه می پذیرد و طی نامه ای به میرزای آشتیانی این چنین می نویسد:" یا بمان و بالای منبر برو و قلیان بكش، و یا از تهران خارج شو."
میرزای آشتیانی یك شب مهلت می گیرد كه وسایل سفرش را آماده كند. دربامداد روز دوشنبه سوم جمادی الثانی 1309 میرزای آشتیانی قصد خروج ازتهران می كند كه مردم به خیابانها می ریزند و درحالی كه كفن پوشیده بودند، با شعار " یا غریب الغرباء، می رود سرور ما " به سوی خانه میرزا حركت می كنند. جمعیت تا ظهر به چندین هزار نفر می رسد. دكانهایی كه باز بودند بسته می شوند و مردم از آنجا به سمت مسجد شاه حركت می كنند. در آنجا امام جمعه ی تهران بالای منبر می رود و مردم را دعوت به سكوت می نماید كه از میان مردم چند نفر او را پایین می كشند. پس از این ماجرا، شاه شخصی را به نزد میرزای آشتیانی می فرستد كه منظور شما چیست؟ میرزا درجواب می گوید:" تنها مقصود ما لغو امتیاز انحصار دخانیات اعم از داخل و خارج و كوتاه كردن دست خارجیهاست و هیچ تقاضای دیگری نداریم."
ناصرالدین شاه در جواب به امین السلطان می نویسد:" نایب السلطنه امتیاز داخله را كه برداشته بودیم حال امتیاز از خارجه را هم برداشتیم و مردم مجبور در كشیدن قلیان نیستند تا حكم از جانب میرزای شیرازی برسد."
فرمان در میان مردم پخش می شود اما تأثیری در آنها نمی كند. مردم به نایب السلطنه حمله ور می شوند. آقا بالا خان- رئیس پلیس- به سربازان دستور شلیك می دهد كه بر اثر گلوله باران ، چند نفر كشته وتعدادی زخمی می شوند و مردم متفرق می گردند. روز بعد دوباره مردم جمع می شوند. میرزای آشتیانی می گوید:" به كار و كسب خود بپردازید تا اطلاع بدهیم."
امین السلطان دستخط شاه را مبنی بر لغو امتیاز خارجه تسلیم میرزای آشتیانی می كند. علما برای اینكه بفهمند حكم تحریم هنوز سرجای خود باقی هست یا نه، به میرزای شیرازی در سامراء تلگراف می زنند . میرزا در جواب می گوید : " سر جای خود باقی است تا زمانی كه دستخط آشتیانی مبنی بر حقیقت داشتن لغو امتیاز بیاید"
در همین زمان اعلامیه ای دائر بر لغو امتیاز تنباكو منتشر می شود ، علما دوباره از میرزای شیرازی می خواهند كه آیا حكم سرجایش هست یا نه؟ كه میرزا این حكم را صادر می كند:" حكم تحریم لغو شد."
در روز سه شنبه 25 جمادی الثانی 1309، اعلامیه ای منتشر شد كه مردم می توانند با آسایش خاطر قلیان، چپق و سیگار بكشند. سرانجام امتیاز تنباكو لغو و این مطلب دربهمن ماه 1270 مطابق با 5 آوریل 1892 به امضای ناصر الدین شاه رسید.

عصر انتظار، ولادتت را به جشن گرفته است، ای گل نرگس
چشمان منتظر ما، خیس از اشک شوق میلاد توست، مهدی زهرا
خجسته باد میلاد مولود نجات…

ابوجعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی رازی معروف به «کلینی رازی» صاحب کتاب کافی از محدثان بزرگ شیعه است. بنا بر شواهد، او پس از شهادت امام عسکری(ع) و در زمان امام مهدی(ع) به دنیا آمده و با برخی محدثان که بدون واسطه از امام عسکری(ع) یا امام هادی(ع) حدیث شنیدهاند، ملاقات کرده است.
کلینی، در روستای کلین از روستاهای قدیمی پیرامون تهران در ۳۸ کیلومتری شهر ری و نزدیک حسن آباد قم، و در زمان امام عسکری به دنیا آمد. به همین جهت، او را به لقب رازی، منسوب به ری هم میخوانند.در ابتدا علوم اسلامی را نزد پدر و دائی خود، گذراند. بعد از مدت کوتاهی که با منابع رجالی و حدیثی آشنا شد، برای ادامه تحصیل خود به شهر ری رفت.
در آن دوران بیشتر مردمان شهر ری شافعی و حنفی مذهب بودند، ولی روستاهای شیعه نشین بودند و اکثر اهل تسنن آن شهر، همواره تحت تأثیر آنان بودند، از این رو ری به شهر شیعه نشین معروف بود. در آن دوران شهر ری، مرکز برخورد آراء و اندیشههای اسماعیلیه، حنفی، شافعی و شیعه شده بود.
کلینی در سال ۳۲۸ قمری برابر با ۳۱۹ خورشیدی که مصادف با مبدأ غیبت کبری امام زمان است در سن ۷۰ سالگی در بغداد، درگذشت. ابو قیراط محمد بن جعفر حسنی، یکی از بزرگان بغداد بر پیکرش نماز خواند. آرامگاه او در «باب الکوفه» در بغداد، امروز در ناحیه شرقی رود دجله کنار پل قدیم بغداد و زیارتگاه مسلمانان است.
آنچه از احوالات خانواده و حتی مادرش به دست می آید ، این است که خانوادۀ او از خاندان علم و حدیث و روایت بوده اند. پدرش یعقوب بن اسحاق از راویان سرشناس شیعه بوده که اکنون هم در «کُلین» مرقد ایشان محل زیارت عموم مردم است. دایی ایشان هم از علمای بر جسته بوده که به علاّن کُلینی شهرت داشته است. محمد بن یعقوب کُلینی از دایی خود نیز نقل حدیث می کند. در احوالات علاّن کُلینی، دایی شیخ کُلینی، آمده است که پدر او نیز از علمای بزرگ عصر خود بوده است.
بنا بر این شیخ کلینی در دامان مادری تربیت یافت که در محیط خانواده ای علم دوست و عالم پرور، رشد یافته و بالیده بود. هم چنان که پدر و برادر ایشان از علمای زمان خود در خطۀ ری بوده اند. لذا کلینی در خاندانی دانش دوست و حدیث شناس به دنیا آمده و بزرگ شده است. به هر حال از همزمان شدن تاریخ وفات شیخ کلینی و همچنین تاریخ پایان غیبت صغرا که سال ۳۲۹ است به دست می آید، که دوران تولد، آموزش و رشد شیخ کلینی در غیبت صغرا گذشته و سپری شده است به گونه ای که اگر فرض کنیم شیخ کلینی حدود ۷۰ سال عمر کرده است، تقریباً به اندازۀ طول همان دورۀ غیبت صغرا خواهد بود. این تقارن عجیبی است زیرا آن سالی که توقیع (دستنوشتۀ) مبارک از طرف امام زمان (عج) به «علی بن محمد سمری» رسید وحضرت به ایشان فرمودند که شما دیگر برای خودت جانشین معرفی نکن و تو از دنیا خواهی رفت و غیبت صغرا تمام می شود، شعبان سال ۳۲۹ بود که وفات شیخ کلینی نیز در همین ماه و سال اتفاق افتاده است.
از روایات نقل شده در کافی، چنین استنباط می شود که کلینی یک مدت از عمرش را در همان روستای کلین شهر ری و در خود ری یعنی اوایل زندگی اش را در آنجا گذرانده است، لذا از پدر و دایی اش و دیگر عالمان و محدثان ری و قم و دیگر رجال ایرانی استفاده برده و روایاتی را از آنها اخذ کرده است.
شاید بتوان استظهار کرد که کلینی در کلین ری مقدمات علوم را آموخته است. هم چنان که از روایات بسیار فراوانی که کلینی از علی بن ابراهیم قمی در کتاب کافی آورده است چنین بر می آید که شیخ کلینی مدتی از عمرش را در قم سپری کرده است. زیرا علی بن ابراهیم از مشایخ و اجلاء قم بوده و از پدرش نقل حدیث می کرده است .علی بن ابراهیم قمی مانند پدرش در شهر قم یکی از چهره های شاخص حدیث شیعه بوده است. برای همین است که در شرح حال پدر علی بن ابراهیم که جناب ابراهیم بن هاشم است می گویند که «اول من نشر حدیث الکوفیین بقم» یعنی او اولین کسی بود که روایات روایان کوفی را در قم منتشر کرد.
در این که پس از ری و قم شیخ کلینی در چه سالی وارد بغداد شد باز هم تاریخ دقیقی در دست نیست. آن چه مشخص است این که ایشان می تواند به این جهت به بغداد رفته باشد که بغداد در آن تاریخ یکی از شهرهایی بود که درآن عصر محل تردد علما و محدثین بود وحوزۀ حدیث بسیار قوی داشت و مرکز فرهنگی جهان اسلام در دوران شکوفایی تمدن اسلامی به شمار می آمد. همان شهری که علاوه بر مراکز علمی مسلمانان –سنی و شیعه- محل زندگی نواب خاص امام زمان نیز بود.
کلینی مورد توجه بزرگان و عالمان اهل سنت نیز بوده است و نزد آنان از شخصیت علمی بسیار ممتازی برخوردار است. «ابن اثیر» که از علما و نویسندگان بزرگ اهل سنت است در کتاب «جامع الاصول» خود وقتی از کلینی یاد می کند، می گوید: «کلینی رازی، پیشوای مذهب اهل بیت بود. او دانشمندی بزرگ و فاضلی نامدار بوده است».
ابن اثیر پس از نقل این سخن، روایتی را از رسول خدا(ص) ذکر می کند که آن حضرت فرموده اند «در هر سده ای یک شخصیت بسیار ممتاز ظهور می کند که در مورد دین خدمات بزرگی را انجام می دهد و شخصیت بسیار والا مقامی می شود» آن گاه ابن اثیر شروع به شمردن می کند و در رأس سدۀ اول محمد بن علی الباقر(ع) که منظور امام باقر (ع) است و در رأس سده دوم امام رضا (ع) را بر می شمرد و در رأس سده سوم محمد بن یعقوب کلینی را نام می برد و تا این اندازه برای شیخ کلینی اهمیت قائل می شود. این سخنان به خوبی نشان می دهد کلینی شخصیتی ممتاز بوده و مورد توجه دانشمندان اهل سنت واقع شده است.
کلینی دارای تألیف های متعددی بوده است. نجاشی در شرح زندگی و آثار شیخ کلینی و هم چنین شیخ طوسی در کتاب الفهرست، برای کلینی چندین کتاب را یاد می کند.از جمله کتابی در «علم رجال» که به شناخت شخصیت های روات از نگاه کلی مذهب، عقیده و وثاقت، اطمینان و حفظ مربوط می شود. برخی کتاب دیگری را در علم تعبیر خواب هم به وی نسبت داده اند که بنا به دلایل پژوهشی این نسبت اشتباه است و آن کتاب از تألیفات کلینی نیست.
کتاب دیگر کلینی، عنوان «الرد علی القرامطه» دارد که کتابی کلامی بوده است و چنان که از نام آن پیداست در رد اندیشه های باطل نوشته شده است. گروه های چندی را که عقاید باطل و مخالف اسلام داشته اند در تاریخ اسلام، قرامطه می نامیدند. نکتۀ حائز اهمیت این که شیخ کلینی در رد آنها و عقاید شان کتاب نوشته است. مسئلۀ که نشان می دهد او همانند دیگر عالمان ری در آن عصر از دانش کلامی و شناخت عقایدی و شم معارفی والایی بر خوردار بوده است.
یکی نیز کتاب «ما قیل فی الائمه(ع)من الشعر» است که در آن اشعار شاعران بزرگ را که مورد ائمه (ع) گفته شده بوده است، جمع آوری و مدون کرده است. یکی دیگر کتاب رسائل بوده که شامل رسائل (نامه ها) ائمه (ع) بوده است. بدین ترتیب نتیجه گیری می شود کرد که شیخ کلینی به چهار حوزۀ؛ تاریخ، ادب، اندیشه، و حدیث شیعه اهمیت می داده و در این حوزه ها تألیف هایی را سامان داده و تدوین کرده است.
در این میانه اما شهرت و آوازۀ کلینی به واسطه کتاب «الکافی» است چه این کتاب به تنهایی کاری بزرگ و نوشته ای با عظمت است. شیخ کلینی برای نوشتن کتاب «الکافی» ۲۰ سال از عمر پر بار خود را صرف کرد. کلینی در این مدت به جستجو و جمع آوری روایات شیعه پرداخته است.
کلینی کتاب کافی را به سه بخش تقسیم کرد و هر بخش را جداگانه نام نهاد. ۱) «اصول کافی» که عربی آن دو جلد است و ترجمۀ آن به چندین مجلد می رسد. مباحث این بخش مربوط به اعتقادات یا مباحث مرتبط با آن مثل دعا و ایمان و… است که تقریبا همۀ ابواب گوناگون اصول عقاید از توحید ، نبوت و امامت و ایمان را در بر می گیرد.
اولین بخش در اصول کافی «کتاب عقل و جهل» است که در ابواب و موضوعات بسیار ریز تنظیم شده است. همچنین بخش های دیگر کتاب.
۲) «فروع کافی» که در چاپ قدیم آن از جلد سوم تا جلد هفتم کتاب را شامل می شود. این مجلدات به مباحث فقه شیعه از طهارت تا دیات می پردازد.
۳) «روضه کافی» یا گلستان کافی بخش پایانی این مجموعۀ حدیث شیعه است که شیخ کلینی مباحث مختلف وروایات متعدد و نوادر احادیث را در آن جمع آورده است.
کلینی سلسله اسناد راویان را بسیار دقیق مراعات می کند. کتاب کافی آنقدر مهم وبا ارزش بوده که تا کنون دهها شرح برای آن نوشته اند و دهها حواشی کوچک و بزرگ بر آن نگاشته اند. از شرح فیلسوفانی چون میرداماد و ملاصدرا گرفته تا شرح دانشمندانی چون علامه مجلسی، ملا صالح مازندرانی، ملا محسن فیض کاشانی و…دیگران. تا کنون ترجمه های متعددی از این کتاب شده است و استقبال محافل علمی- مذهبی را به دنبال داشته است که همه ناشی از عظمت اثر کلینی است. «کافی» مهم ترین کتاب حدیثی و مهم ترین جامع حدیثی شیعه را تشکیل می دهد.
به هر حال کلینی به تشخیص نافذ و ژرف خود بخش عظیمی از روایاتی را که برای آیندۀ تشیع و هدایت و راهبرد اندیشۀ آنان لازم بوده در متنی منسجم و موضوع بندی شده گرد آورده است. شیخ کلینی خصوصیاتی دارد که مجموع این خصوصیات یا در دیگر محدثان و عالمان شیعه یافت نمی شود و یا به این قوت نیست. از جملۀ خصوصیات این است که او به درستی، میراث دار مکتب اهل بیت(ع) در عصر غیبت صغرای امام عصر (عج) است. یگانه متن فرازمندی که آینه جامعی برای اندیشه ها و عقاید و فقه شیعه است و هنوز به تنهایی مکتب تشیع را در چارچوب اصلی اش نمایندگی می تواند کرد.
ویژگی دیگر این که تألیف کتاب کافی توانسته است با موفقیت، پاسخی به نیاز های فرهنگی تاریخ هزار سالۀ شیعه پس از وی باشد. تألیف این کتاب از سویی پاسخی به تفکّر کلامی معتزله در بغداد و از سوی دیگر واکنشی مناسب در برابر شیوع تصوف و عرفان کژتاب در آن دوران بود. اثر بزرگ شیخ کلینی در دوران پسین نیز هموراه خطی برای ثبات و پایداری تفکر شیعی را شکل داده است.
ویژگی دیگر شیخ کلینی این است که او اوّلین کسی است که اخبار وروایات شیعه را به این نظم و دقت تقسیم بندی کرده است به گونه ای که کتاب «الکافی» وی اوّلین کتاب از کتب اربعه شیعه است و حاوی ۱۵۱۷۶ حدیث می باشد.

11 شعبان سالروز تولد حضرت علی اکبر شبیه ترین انسان ها به پیامبر خیر و برکت بر شما تبریک و تهنیت باد


بی انصافیست که تو را به شمع تشبیه کنم زیرا شمع را میسازند تا بسوزد
اما تو میسوزی تا بسازی ، با سپاس و عرض تبریک فراوان . . .

با قامت عصمت و حيا مى آيد
با بانگ مناجات و دعا مى آيد
ميلاد عبادت است يعنى سجاد
از سوى خدا به سوى ما مى آيد
میلاد سید الساجدین(ع) مبارک باد

جانبازان، یادگاران روزهای عشق و حماسه اند؛ خاطرات مجسّم سال هایی که درهای آسمان
به روی عاشقان باز بود و فرشتگان در آسمانِ زمین گرم گلچینی بودند.
ولادت حضرت ابوالفضل(ع) و روز جانباز مبارک باد.

دست هایت که آیینه تلاش روزگارند، پر برکت باد!
توانِ دست هایت را می ستایم
ای سازنده ترین نقش هستی در قاموس آفرینش
روز کارگر مبارک


گرامی باد روز پاسدار بر آنان که از جنس شهیدان و هم پیمان با حسین (ع) و از نسل فصل سرخ استقامتند
ولادت امام حسین(ع) و روز پاسدار مبارک باد


نهم اردیبهشت، روز ملی شوراها
در تقویم رسمی کشور ما (ایران) روز نهم اردیبهشت به عنوان روز شوراها یاد شده است. شورا یک اصل عقلی است که آموزه های دین اسلام در کتاب و سنت نیز بر آن صحه گذاشته است.
انقلاب اسلامی ایران نیز که بر مبنای آموزه های اسلامی در چارچوب هدف سلبی خود با استبداد و خودرایی فرمانروایان به مبارزه برخاست و تحقق مشارکت عمومی مردم در تعیین سرنوشتشان را به عنوان یک هدف ایجابی برگزید. اصل ارزشمند شورا را مورد توجه جدی قرار داد و قانون اساسی هنگامی که در بیان اصول کلی حاکم بر نظام جمهوری اسلامی در اصل ششم شیوه اداره امور کشور را بر آراء عمومی مبتنی کرد و روش آن را انتخابات قرارداد، به موازات اشاره به انتخاب رئیس جمهوری و نمایندگان مجلس شورای اسلامی، از انتخاب اعضای شوراهای اسلامی نیز به عنوان ابزاری برای تحقق حاکمیت مردم و تجلی اراده عمومی یاد کرده است.
به علاوه این قانون در اصل هفتم نیز شوراها را از ارکان تصمیم گیری و اداره امور کشور ذکر کرده است.طبیعی است وقتی قانون اساسی جمهوری اسلامی در اصول کلی خود شورا را به عنوان ابزار تجلی اراده مردم و نهاد سیاسی تصمیم گیرنده مورد پذیرش قرار داده در اصول بعدی بیشتر به آن توجه کند بر همین اساس فصل هفتم این قانون به شوراها اختصاص یافته است. در این فصل طی اصول یکصدم تا یکصد و ششم وظایف، چگونگی انتخاب و سایر مسائل مربوط به شوراها مشخص شده است.
نهاد شورا با آن درجه از اهمیت عقلی و اسلامی و این میزان از تأکید قانون اساسی بر نقش و ضرورت آن در اداره امور جامعه به دلایل مختلف در ۲۰ سال اول پس از پیروزی انقلاب چندان مورد توجه قرار نداشت به طوری که اولین انتخابات رسمی شوراها در چارچوب اجرای قانون اساسی روز هفتم اسفند ۱۳۷۷ یعنی ۲۰ سال بعد از پیروزی انقلاب در چارچوب برنامه توسعه سیاسی و گسترش نهادهای مدنی و مشارکت عمومی برگزار شد و حدود ۱۸۵ هزار نفر اعضای اصلی و علی البدل از سوی مردم برگزیده شدند و بالاخره در روز نهم اردیبهشت ۱۳۷۸ شوراهای شهر و روستا به طور رسمی دوره چهار ساله مسئولیت خویش را برای تحقق بخشی از حاکمیت مردم که عملی شدن آن در گرو فعالیت این نهاد است آغاز کردند.
اکنون پس از گذشت چندسال از آغاز به کار شوراها چند نکته بیش از پیش آشکار شده است. بدون تردید نوع برخورد جامعه ما با این مسائل بر تقویت یا تضعیف نهاد شورا و چشم انداز آینده این نهاد در اداره امور کشور بسیار تأثیرگذار است.
● این مسائل عبارتند از:
▪ اول ـ مبانی و بسترهای قانونی و حقوقی:
قانون اساسی جمهوری اسلامی تبیین شیوه انتخاب اعضای شوراها، چگونگی وظایف و اختیارات و نحوه نظارت آنها را به قانون عادی محول کرده است.مجلس شورای اسلامی از زمانی که برای اولین بار در آذر ۱۳۶۱ ماه قانون تشکیلات،وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور را در ۵۳ ماده به تصویب رساند تا زمانی که در خرداد ماه ۱۳۷۵ قانون کنونی شوراها را تصویب کرد، در دوره های مختلف قانون مزبور را در چندین مورد حک و اصلاح کرد اما اکنون که قانون شوراها در مرحله عمل به آزمون گذاشته شده از جهات مختلف کاستی های آن آشکار شده است. تحقق همه آنچه مدنظر تدوین کنندگان قانون اساسی از نهاد شورا بود در چارچوب قانون فعلی امکان پذیر نیست، این قانون نیازمند اصلاح است. اکنون اگرچه دست اندرکاران امور شوراها در وزارت کشور از تهیه و تنظیم لایحه اصلاح قانون شوراها
خبر می دهند اما با توجه به اینکه یک قانون خوب که زمینه عملی داشته باشد باید تأیید عقل جمعی جامعه را نیز به همراه داشته باشد، بر همین اساس پیشنهاد می شود وزارت کشور لایحه اصلاح قانون شوراها را قبل از تصویب در نهادهای مربوطه منتشر کند تا در پرتو عقل جمعی جامعه و توسط کارشناسان حوزه های مختلف بیشتر صیقل خورد و از کاستی های احتمالی آن کاسته شود.

▪ دوم ـ تحقق رفتار شورایی برای اعضای شوراها:
شورا یک نهاد جمعی تصمیم گیری مبتنی بر شیوه دمکراسی است. در چنین چارچوبی جایی برای تک روی فردگرایانه باقی نمی ماند. بنابراین ضروری است آن دسته از افرادی که با نگرش غیر از این به عضویت شوراها در آمده اند نگاه خویش را تغییر دهند. مردم نیز باید این نکته را مدنظر داشته باشند و در انتخابات آینده شوراها افرادی که دارای منش شورایی هستند برای این نهادها انتخاب کنند.
▪ سوم ـ ارتباط بین شوراها و سایر سازمانهای اجرایی:
بدون تردید با تأسیس شوراها قدرت بخشی از نهادهایی که در نبود شوراها وظایف آنها را بر عهده داشته اند کاهش یافته است. این امر باعث نوعی چالش حفظ قدرت بین این سازمانها از یک سو و شوراها برای کسب قدرت واقعی از سوی دیگر شده است.
این چالش عملی با نوعی نگرش حداقل گرایانه و حداکثر گرایانه به قدرت شوراها همراه گشته است. از یک سو برخی سازمان های اجرایی کمترین وظایف و اختیار را برای شوراها قائل هستند و در سوی دیگر برخی اعضای شوراها چنان اختیارات حداکثری را برای خویش متصور می شوند که در پرتو آن جایی برای وظایف و اختیارات سایر نهادهای قانونی کشور باقی نمی ماند. حل این مشکلات ضمن آن که با اصلاح قانون شوراها ارتباط دقیق دارد به اصلاح ذهنیت های مطلق گرای برخی دست اندرکاران نهادهای اجرایی و نیز اعضای شوراها نیازمند است.
▪ چهارم ـ فراهم نمودن بسترهای فرهنگی و اجتماعی فعالیت شوراها:
اگر بهترین قوانین برای فعالیت شوراها به تصویب برسد و اگر بهترین افراد دارای منش شورایی به عضویت این نهادها درآیند و اگر ارتباط شوراها با سایر نهادها در بهترین سطح ممکن برقرار گردد، اما مردم به عنوان کسانی که اعضای شوراها به عنوان نمایندگان آنها قصد تحقق اراده و حاکمیت آنها را دارند در این مسیر جدی گرفته نشوند، بدون تردید شوراها در نیل به اهداف خود ناتوان خواهند بود.
همراهی و همگامی مردم با شوراها نیز نیازمند فراهم بودن بسترهای مناسب فرهنگی و اجتماعی است و فراهم نمودن این بسترها نیز بیش از هر چیز بر عهده خود شوراهاست.