اعتماد به نفس دانش آموزان را افزايش دهيم
اعتماد به نفس عامل اكتسابي است كه از بدو تولد پايه هاي آن در ذهن هر يك از انسانها گذاشته و با مرور زمان اين امر گسترده تر و عميق تر مي شود. متاسفانه در بسياري از خانواده هاي سنتي چون مهمترين مساله براي والدين حرف شنوي و تسليم بله بودن فرزندان مي باشد ، اغلب با ايجاد محدوديتهاي غير ضروري و مشكل آفرين ، مانع رشد اعتماد به نفس در كودكانشان شده كه همين امر در بزرگسالي باعث عدم خودباوري و اتكاي به نفس در ايشان ميشود.
البته بديهي است چون انسان موجودي قابل تغيير و تكامل پذير است در بزرگسالي نيز مي تواند با كمك از روانشناسان و روان پزشكان اين نقيصه خود را شناخته و آن را برطرف سازد و صاحب اعتماد به نفس قوي و پايدار شود. اعتماد به نفس عاملي قابل تغيير يعني قابل افزايش يا كاهش ميباشد كه هر عاملي كه بتواند به توانائي بيشتر ما كمك كند و ما را به خود باوري برساند ، به خصوص ما را به احساس شايستگي و لياقت در زمينه هاي مختلف زندگي برساند به افزايش اعتماد به نفس ما كمك ميكند و به عكس هر موضوعي كه ما را از نظر جسمي يا فكري ضعيف كرده و حتي موقعيت اقتصادي و اجتماعي ما را تضعيف نمايد ، بر كاهش اعتماد به نفس ما مي انجامد.
اعتماد به نفس واقعي از شناخت عميق و همه جانبه ما نسبت به خود ، محيط و ديگران ريشه ميگيرد و هر چه اين شناخت بيشتر باشد بر روي اعتماد به نفس واقعي ما اثرات مثبت بيشتري مي گذارد. براي افزايش اعتماد به نفس روشهاي مختلفي وجود دارد كه متخصصان اعصاب و روان به موارد ذيل اشاره ميكنند:
1. شناخت عميق از خود ، در جهت پي بردن به توانائيهاي عظيم و پنهان خويش يكي از راه هاي اساسي افزايش اعتماد به نفس ميباشد.
2. نقاط ضعف خود را نيز بايد شناخته و در جهت رفع آنها اقدامات لازم را به كار بگيريم و در صورتي كه اين كار عملي نباشد ، با آنها مدارا كنيم يا از طريق ديگر به جبران آن بپردازيم ، مثلاً اگر ناتواني و محدوديتهاي جسمي مادرزادي و ارثي داريم از طريق افزايش توانائيهاي علمي يا هنري خود ، اين پديده را جبران نماييم.
3. شناخت ديگران به خصوص آشنايان خود و استفاده از توانائيهاي ايشان در جهت مثبت نيز مي تواند براي ما كار ساز باشد.
4. محيط خود را نيز بهتر بشناسيم تا از آنها در جهت رشد و پيشرفت خود بهتر بهره بگيريم.
5. استعدادهاي خود را شناخته و در جهت رشد و شكوفايي آنها گام برداريم و سرانجام در جهت بهتر زندگي كردن از آنها استفاده كنيم.
6. از معجره اميدواري واقعي بهره بگيريم و هرگز تسليم نااميدي نشويم كه نااميدي دشمن سعادت و موفقيت ما در زندگي است ، از طرف ديگر بر كاهش اعتماد به نفس ما مي انجامد.
7. نسبت به توانائيهاي واقعي خود ايمان داشته باشيم و در نتيجه از احساس حقارت و خود كم بيني پرهيز نمائيم.
8. از مقايسه كردن خود با ديگران جدا بپرهيزيم و تنها خود را با گذشته هاي خود مقايسه كنيم و اگر عقب افتادگي يا ايستايي در ما بوجود آمده باشد ، در رفع آنها گام برداريم و هميشه ميل به پيشرفت و رشد را مد نظر خود قرار دهيم.
9. به خود و توانايي هاي خود متكي باشيم و از وابستگي هاي غير ضروري به ديگران پرهيز نماييم.
10. از تلقين شكست و ناتواني به خود پرهيز كرده و حتي تحت تاثير تلقينات منفي ديگران در اين موارد قرار نگيريم.
موفقيتهاي علمي جوانان حاصل تلاش و خود باوري آنان است
اعتماد به نفس حسي ذاتي نيست بلكه اكتسابي مي باشد ، بعضي از افراد داراي اعتماد به نفس بالايي هستند كه حتي در در سخت ترين شرايط نيز اعتماد به نفس دارند اما بر عكس افراد ديگري هستند كه به شدت دچار كمبود اعتماد به نفس هستند و با كوچكترين حرفي دچار احساس پوچي مي شوند .
اما چرا اين احساس مهم است و بر آن تاكيد مي شود ؟ چطور كمبود اين حس را مي توان جبران كرد؟
چرا اعتماد به نفس مهم است :
افرادي كه خود را باور ندارند، دائما احساس پوچي و بي مقداري دارند.
كمبود اعتماد به نفس مانند يك مانع بزرگ در مسير پيشرفت شما مي باشد و دائما شما را به عقب سوق مي دهد . اين افراد به كارهايي كه انجام مي دهند باور ندارند به همين دليل تمام كارهايشان با شكست مواجه مي شوند .
به دليل نا اميدي شديدي كه بر روح و افكار آنها حكم فرماست ، موقعيت هاي شان را به سادگي از دست مي دهند .
اين افراد هميشه تصوير نامفهوم و گنگي از خود دارند و شناخت كاملي از خود و استعدادهايشان ندارند ،به همين دليل براي پيدا كردن راه صحيح زندگي شان با مشكل روبرو مي شوند .
حس اعتماد به نفس به شما اجازه مي دهد آزاد و مقتدرانه تصميم بگيريد و روابط بهتري را در زندگي اجتماعي و شخصي تان ايجاد كنيد .
چطور حس اعتماد به نفس خود را تقويت كنيم ؟
شما بايد به خود بقبولانيد كه هر شخص داراي شخصيتي متمايز از ديگران است ،بدين معنا كه شما در اين دنيا تك هستيد .
افرادي كه دچار كمبود اعتماد به نفس هستند مدام رنگ عوض مي كنند .هنگامي كه در كنار همسرشان هستند مشخصاتي كه او دوست دارد از خود بروز مي دهند، در كنار دوستانشان شخصيتي متفاوت از شخصيت همسرشان هستند و به همين ترتيب در ساير روابطشان .
شخصيت خود را حفظ كنيد ، با تمام سلايق ، علايق و احساسات . خود را همان طور كه هستيد نشان دهيد و رفتار كنيد .
تمام استعدادها ،توانايي ها و خصوصيات شخصيتيتان را بر روي يك كاغذ بنويسيد اين كار به شما اعتماد به نفس مي دهد.
گاهي اوقات كمبود اعتماد به نفس ريشه در دوره ي كودكي و نوجواني دارد و بخاطر توصيفات نادرست و منفي كه از سايرين بخصوص نزديكان خود شنيده ايد .
5 كليد طلايي براي افزايش اعتماد به نفس :
*قبول كنيد كه حس خود باوري تان كم است :
باور كنيد كه حس اعتماد به نفس تان كم است و براي حل اين مشكل تلاش كنيد .
اگر شخصيت شما داراي خصوصيات توصيف شده در پاراگراف قبلي مي باشد ، همين الان كه در حال خواندن اين مقاله هستيد ، خود را از غرق شدن نجات دهيد .
براي آغاز اين كار از فعاليت هاي روزمره شروع كنيد براي مثال در گفتگو ها و مكالمات روزمره تان تمرين كنيد .
شخصيت واقعي تان را ابراز كنيد :
اگر كسي شما را به راستي دوست داشته باشد به خاطر حسي كه در كنار شما بودن پيدا مي كند ، هم چنان به رابطه اش با شما ادامه مي دهد اما اگر شخصي تنها شما را به اين دليل دوست داشته باشد كه تمام صحبت هاي او را بدون هيچ چون و چرايي انجام ميدهيد ، در برابر او مانند يك ربات هستيد و از خود هيچ گونه اراده اي نشان نمي دهيد ، مسلما دوستي او واقعي نيست .
ابتدا اين تمرين را در محيط خانواده خود انجام دهيد ، به هنگام مصاحبت با والدين و خواهر و برادرتان ،
هنگامي كه از اين تمرين سر بلند بيرون آمديد و آمادگي لازم را پيدا كرديد اين بار در ميان اقوام و دوستانتان ، اين كار را انجام دهيد.
* در تماريني كه انجام مي دهيد خود را باور كنيد و مطمئن باشيد كه مثمر ثمر واقع مي شود در غير اين صورت در همان پله كه هستيد خواهيد ماند . در روابطي كه داريد ، شخصيت واقعي تان را نمايش دهيد و ماسك خود را كنار بگذاريد ، تمام اين تماريني كه انجام مي دهيد باعث تقويت اعتماد به نفس شما مي شود پس آنها را با جديت تمام انجام دهيد.
* در مرحله ي بعدي شما بايد استفاده از كلمه نه را ياد بگيريد :
شما قبلا و يا در حال حاضر اصلا از اين كلمه استفاده نمي كرديد . اما بايد به مواردي كه مورد علاقه شما نيست جواب منفي بدهيد ، براي مثال اگر نامزدتان كه به او علاقه داريد به شما پيشنهاد مي دهد كه به ديدن يك فيلم اكشن در سينما برويد در حالي كه شما به فيلم هاي رمانتيك علاقه داريد و اصلا به فيلم هاي اكشن تمايلي نداريد ، عقيده خود را بيان كنيد به جاي اين كه آن را سركوب كنيد .
* اين جملات مهم را به خاطر بسپاريد و مدام آنها را در طول روز تكرار كنيد :
از صبح كه بيدار مي شويد تا شب هنگام كه براي خواب آماده مي شويد اين جملات مثبت را تكرار كنيد :
من مي توانم بهترين باشم ، هر شخصي داراي توانايي هاي مخصوص مي باشد ، من توانايي هاي لازم براي انجام اين كار را دارم .
شايد اين جملات به نظر شما خنده دار و كليشه اي برسند اما در طولاني مدت اثر فوق العاده ي آن را درك خواهيد كرد.
اما قبل از اينكه اين جملات را تكرار كنيد بايد احساسات منفي را از خودتان دور كنيد و به تغيير اساسي در خود اعتقاد داشته باشيد.
* به جاي اينكه از مشكلات فرار كنيد در برابر آنها ايستادگي كنيد :
به جاي اينكه از مشكلات فرار كنيد در برابر آنها بايستيد و موانع را از مسير خود برداريد ، با اجراي تمام اين تمارين گام به گام از حس كمبود اعتماد به نفس فاصله بگيريد و بر عكس سريعتر به خود باوري دست پيدا خواهيد كرد .
منبع : روانشناسي آزاد
ترس از خدا عامل خودباوري و اعتماد به نفس
امام علي عليه السلام در حكمت 208 ترس از خدا را يكي از مراحل خودسازي و تكامل برمـﯽشمارند:
من حاسب نفسه ربح، و من غفل عنها خسر، و من خاف أمن، و من اعتبر أبصر، و من أبصر فهم، و من فهم علم
هركس به محاسبـﮥ خويشتن پردازد، سود برد و هركس از خويشتن غفلت بورزد، زيانكار شود و هركس ترسد (احتياط كند) در امان باشد و هركس عبرت بگيرد بينا گردد و هر شخصي كه بينا شود به مقام فهم رسد و كسي كه بفهمد به علم نايل گردد
در اين حكمت چند پله براي تعالي، معرفي شدﻩاست:
1. حسابرسي: غافل زيانكار است، چون حساب نفس خود را ندارد. در دنياي مادي هم اگر فردي بخواهد دست به كاري بزند بايد حسابرسي داشتـﻪباشد تا ضرر نكند.
2. ترس: وقتي كسي از خدا بترسد، از ديگر ترسها، از جمله ترس از ساير مردم، ايمن مـﯽشود.
3. عبرت: بعد از ترس از خدا، انسان عبرت مـﯽگيرد، و اين عبرت موجب آگاهي مـﯽشود.
4. آگاهي: فرد آگاه، چشم دلش باز مـﯽشود، نه چشم سرش. همانگونه كه امام صادق عليه السلام فرمودﻩاند كه القلب هو العقل.
5. علم: عالم كسي نيست كه كتاب و اخلاق مـﯽخواند و مـﯽداند، عالم اينها را مـﯽفهمد، عالم كسي نيست كه خدا را اثبات مـﯽكند، عالم خدا را مـﯽفهمد.
حكمت 242 به ميزان ترس از خدا مـﯽپردازد:
اتق الله بعض التقي و إن قل، واجعل بينك و بين الله ستراً و إن رق
تقوايي به خدا بورز، اگر چه اندك باشد و ما بين خود و خدا پردﮦاي قرار بده اگر چه نازك باشد
عدﻩاي بسيار زياد از خدا مـﯽترسند كه نوعي افراط است، خدا ترس ندارد، مقام و نظارت خدا ترس دارد. در سورﮤ الرحمن مـﯽخوانيم كه و اما من خاف مقام ربه جنتان. خشم و قدرت و قهاريت خدا به مقام خدا برمـﯽگردد، نه به خود خدا.
در مراحل بعدي، وقتي به بندگي مـﯽرسيم، ترس از خدا به ترس از خود تبديل مـﯽشود، و ترس از اعمال خود. خدا در قرآن فرموده كه هيزم جهنم، اعمال شماست.
در برابر خدا حيا داشته باشيد ولو كم. حيايي كه از ترس نشأت گرفتـﻪباشد يا موجب ترس از خدا شود، ارزش دارد. اگر در جاهايي كه عتاب و عقاب ندارد حيا داشتـﻪباشيم، در زمانها و مكانهايي كه لازم است حيا داشتـﻪباشيم، بهتر مـﯽتوانيم رعايت كنيم، چون قبلاً تمرين داشتـﻪايم.
عدﻩاي فكر مـﯽكنند كه مرگ ترس دارد، اما مرگ تازه اول كار است. بعد از اين دنيا به جايي مـﯽرويم كه ابهام دارد، و همين ابهام باعث ترس مـﯽشود. لذا اميرالمؤمنين عليه السلام در خطبـﮥ ۱۸۳ به ترس از قيامت اشارﻩ مـﯽكنند:
و انتم بنو سبيل، علـﻰ سفر من دار ليست بذاركم، و قد اوذنتم منها بالارتحال، و امرتم فيها بالزاد و اعلموا انه ليس لهذا الجلد الرقيق صبر علـﻰ النار، فارحموا نفوسكم، فانكم قد جربتموها في مصائب الدنيا
شما رهگذران گذرگاهـﻰ از آن خانـﻪايد كه منزلگه جاودانـﻰ شما نبود. براي شما اعلان كوچ از آن خانه دادﻩشد و براي تهيـﮥ توشه از آن خانه مأمور گشتـﻪايد. و بدانيد براي اين پوست نازك شما تحملـﻰ بر آتش نيست، پس به نفوس خود رحم كنيد؛ زيرا شما نفوس خود را در ناگواريهاي دنيا آزمودﻩايد (و بي طاقتـﻰ آن را در مقابل مصائب ديدﻩايد).
أفرأيتم جزع أحدكم من الشوكة تصيبه، و العثرة تدميه، و الرمضاء تحرقه؟ فكيف إذا كان بين طابقين من نار. ضجيع حجر، و قرين شيطان! أعلمتم أن مالكاً إذا غضب علي النار حطم بعضها بعضاً لغضبه، و إذا زجرها توثبت بين أبوابها جزعاً من زجرته!
آيا تاكنون بيتابي و نالـﮥ خود را در نتيجـﮥ خاري كه بر عضوي از شما بخلد و افتادني كه عضوي از شما را خوﻥآلود نمايد، و گرماي تندي كه آن را بسوزاند، ديدﮦايد؟ (مسلماً ديدﮦايد و ناگواري اين امور را مـﯽدانيد) چه رسد به اينكه ميان دو طبقه از آتش، همخوابـﮥ سنگ آتشين و همدم شيطان قرار بگيريد. آيا مـﯽدانيد هنگامي كه مالك دوزخ بر آتش جهنم خشمگين شود، پارﮦاي از آن آتش پارۀ ديگر را بشكند و آن را هضم نمايد. و موقعي كه بر آن آتش نهيب بزند، مواد آتشين از اضطراب ميان درهاي دوزخ برجهند؟
برخي از مصيبتهاي دنيا بسيار براي ما رنـﺞآور است، و گاه ما را از دنيا سير مـﯽكند، اما دردها و مصيبتهاي اين دنيا در مقابل دردهاي آخرت هيچ است و اصلاً به حساب نمـﯽآيد.
منحوﺱترين، كثيـﻒترين، بدبوترين و زشـﺖترين موجود قيامت، شيطان است، بدترين و سخـﺖترين عذاب در روز قيامت همنشيني با اين موجود است.
ايها اليفن الكبير، الذي قد لهزه القتير، كيف انت اذا التحمت اطواق النار بعظام الاعناق، و نشبت الجوامع حتـﻰ اكلت لحوم السواعد
اي كهنسال فرتوت، كه پيري و سستـﻰ در وجودت درهم آميخته، چگونه خواهد گشت حال تو موقعـﻰ كه طوقهاي آتشين دور استخوانهاي گردنت بپيچد و زنجيرهاي گرانباري در اعضاي تو جايگير شوند تا بازوان تو را نابود سازند؟
اين فراز خطاب به كساني است كه لذات دنيايي را مـﯽخرند و به آخرت توجهي ندارند.
امام علي عليه السلام در حكمت 30 انسانها را به پرهيز از دام استدراج فرامـﯽخواند:
الحذر الحذر! فوالله لقد ستر، حتي كأنه قد غفر
برحذر باشيد، برحذر، سوگند به خدا، خداوند آن قدر [از روي رحمانيت] معاصي را مـﯽپوشاند، كه گويي آنها را بخشيدﮦاست
گاه پردﻩپوشي خدا، انسان را در دامي به نام استدراج، مـﯽاندازد، و منشأ اين امر خيرالماكرين بودن خداست. امام المتقين عليه السلام تأكيد مـﯽكنند كه از اين حالت بترسيد. اين اعمال در پروندﮤ ما مضبوط و مكتوب است. از اين بترسيد كه برخي از اعمال، شما را به اين غفلت بيندازد كه خدا بخشيده، چون كسي گناهتان را نديده. ارحم الراحمين بودن خدا باعث نشود كه فكر كنيد خدا شما را بخشيده، خدا فقط گناه را پوشانده. پوشش دليل بخشايش نيست. خيلي چيزها در پروندﮦهاي ما هست، بايد براي اين مسايل و براي گناهاني هم كه كسي نديده و نفهميده توبه كرد، چون هر آن امكان فاش شدن آن وجود دارد.
از مكاريتهاي شيطان اين است كه گناهان بزرگ (كبيره) را چنان بزرگ جلوه مـﯽدهد كه گناهان ديگر (صغيره) ناديده گرفته مـﯽشود.
********************
در حكمت 383 حضرت علي عليه السلام به صحبت پيرامون ترس از نظارت پرداختـﻪاند:
احذر ان يراك الله عند معصيته، و يفقدك عند طاعته، فتكون من الخاسرين، و اذا قويت فاقو علي طاعة الله، و اذا ضعفت فاضعف عن معصية الله
بترس از اينكه خدا تو را در ارتكاب معصيتش ببيند و در اطاعتش نيابد كه در نتيجه از زيانكاران باشي. پس وقتي كه نيرومند شدي، بر اطاعت خداوندي قوي باش و اگر ناتوان گشتي از معصيت خداوندي ناتوان باش
بترس از زماني كه خدا در بين خوبان (مثلاً در شبهاي قدر) گشت و تو را نديد؛ و بترس از زماني كه خدا به دنبال معصيـﺖكاران گشت و تو را آنجا ديد. جمع گنهكاران به من و شما مربوط نمـﯽشود. در دعاي عرفه مـﯽخوانيم كه لعلك رأيتني في مجالس البطالين.
خدا مـﯽگويد اين جمعها مال تو نيست، و اگر مـﯽخواهي در اين مجالس بايد سفير من باشي، مثل علامه مجلسي در دربار صفويه. وقتي سفير شدي، برو به شرطي كه بتواني اثرگذار باشي، وگرنه دوست ندارم تو را آنجا ببينم، چون لاجرم رنگ خواهي گرفت.
از نعمتهايي كه به تو دادم استفاده كن، براي كمك به ديگران. تمام اين نعمتها را روزي از تو مـﯽگيريم، پس تا زماني كه قدرت داري آنها را در مسير طاعت قرار بده و ضعفهايت را براي شيطان بگذار (خدا مـﯽداند كه در زمان ضعف، اهل گناه نيستيم و لذا خيالش راحت است). من براي قوت شما نگرانم، از قدرتمندي خود بترسيد.
********************
در حكمت 25 امام علي عليه السلام از ترس از نعمت سخن راندﻩاند:
يابن آدم، إذا رأيت ربك سبحانه يتابع عليك نعمته و أنت تعصيه فاحذره
اي فرزند آدم، وقتي كه ديدي خداوند سبحان نعمتهايش را پياپي بر تو سرازير مـﯽكند و تو او را نافرماني مـﯽكني، پس برحذر باش
بترس از اينكه وقتي هر دري را مـﯽزني، باز مـﯽشود و حاجاتت را نطلبيده به تو مـﯽدهند. اگر زماني خدا در گناه، به تو نعمت و آبرو داد، بترس! شايد خدا چنان از تو ناراحت شده كه تو را بالا مـﯽبرد تا بدتر زمين بخوري.
تا خدا پردﻩپوشي مـﯽكند يا مردم ازتو تعريف مـﯽكنند، نگو يا من اظهر الجميل، بايد جميلي باشد تا ظاهر شود يا نه؟ تو هميشه دروغ مـﯽگويي و مردم مـﯽگويند انسان صادقي هستي! نمازهاي صبحت قضا مـﯽشود و مـﯽگويند هميشه نماز شب مـﯽخواند! پردﻩپوشي خداوند را قدر بدانيد.
********************
راه درمان ترس در حكمت 175 نهج البلاغه ذكر شدﻩاست:
إذا هبت أمراً فقع فيه، فإن شدة توقيه أعظم مما تخاف منه
اگر از چيزي ترسيدي در همان چيز وارد شو؛ زيرا شدت ناراحتي پرهيز و خويشتن داري از آن، بزرگتر از آن است كه مـﯽترسي
اين حكمت دو تفسير دارد:
تفسير دنيوي: دليل ترس ما از چيزهاي ترسناك در دنيا، دور بودن ما از آنهاست. كسي كه از تاريكي مـﯽترسد به اين دليل است كه در ذهنش، جاي تاريك را ترسناك فرض كرده. در دنيا خودت را به خدا بسپار (اعر الله جمجمتك، خ. 11)، خدا كمكت مـﯽكند.
تفسير اخروي: سعي مـﯽكنيم قهاريت، ترس و خوف از خدا را پنهان كنيم چون مـﯽترسيم و فكر مـﯽكنيم ما را از رحمت خدا غافل مـﯽكنند. اما در مناجات خائفين مـﯽبينيم كه امام سجاد عليه السلام از ترس در درگاه خدا لذت مـﯽبرد.
بايد علاقه به ترس از خدا را تجربه كنيم، مزﮤ گريـﮥ محبت با مزﮤ گريـﮥ ترس فرق دارد. خائفين هم براي خود دنيايي دارند كه از آن لذت مـﯽبرند.
********************
در خطبـﮥ ۱۴۳ امام علي عليهالسلام از ترس و اميد مـﯽگويند:
فرحم الله امراً استقبل توبته، و استقال خطيئته، و بادر منيته!
پس خدا رحمت كند كسي را كه روي به توبه آورد و طلب عفو از گناهان خود نمايد ( و با احساس و انجام تكاليف و ايفاي حقوق مقرره) آمادۀ پيشواز از مرگ باشد
در مناجات شعبانيه مـﯽخوانيم كه چقدر بلاها از من دفع كردي و من خودم خبر ندارم!
منظور حضرت در اين فراز اين است كه بايد نعمتهاي خدا را در نظر بگيريم: تو اين همه نعمت به ما دادﮦاي و ما بايد شكر كنيم. ما كه اينها را نخواستـﻪايم، خود تو به ما عنايت كردﮦاي، اما ما از اين نعمات غافليم.
راغبين في رحمتك، و راجين فضل نعمتك، و خائفين من عذابك و نقمتك. اللهم فاسقنا غيثك و لا تجعلنا من القانطين، و لا تهلكنا بالسنين
(پروردگارا) در اين تلاش و پناهندگي طمع در رحمت تو داريم و اميد در كرامت نعمت تو بستـﻪايم. و از عذاب و نقمت تو ترسانيم. خداوندا، ما را از بارانت سيراب فرما، و ما را از نااميدان از لطف و عنايتت قرار مده، و ما را با خشكساليها هلاك مفرما
خشكسالي و قحطي يعني دوري از خدا و بي ارتباط بودن با خالق و نيز به معني دوري از نعمتهاي خداست.
مسير لذت بردن ما با غربيها بسيار متفاوت است، آنها خشكند، اما اصل ما چيز ديگري است. ما يك لحظه مستي در مجالس اهل بيت عليهم السلام را با هزار تا پارتي عوض نمـﯽكنيم.
و لا تؤاخذنا «بما فعل السفهاء منا» يا ارحم الراحمين
و ما را به كردار زشت نابخردان مؤاخذه مفرما، اي خداوند ارحم الراحمين
اين مطلب هم دو تفسير دارد:
اولاً، ممكن است اگر امر به معروف و نهي از منكر نكنيم، اعمال زشت بيخردان دامن ما را هم بگيرد. وقتي در جامعه با گناه حرمت خدا را مـﯽشكنند، بايد غيرت عبوديت داشتـﻪباشيم.
ثانياً، بيخردان گناه مـﯽكنند، نه ما




