روز صنعت دفاعی

31 مرداد، روز صنعت دفاعی، روز یأس دشمنان و تیری زهرآگین برتابوت تحریم‌ها و تهدیدات زورگویانی است که با تحمیل جنگ نابرابر، سقوط انقلاب بزرگ ملت ایران را در ذهن می‌پروراندند و ‌ باورنمی‌کردند که مردانی از این سرزمین گوش به فرمان امام و مقتدای خود انقلابی دیگر در سنگر تولیدات دفاعی بوجود آورند و این گونه به آرمان های امام و انقلابشان پایبند باشند. 31مرداد، یادآور بیش از سه دهه ایثار و شجاعت جهادگرانی است که در سایه تدابیر حکیمانه رهبر فرزانه انقلاب، امام خامنه ای عزیز (مدظله العالی) و با تاسی از شعار انقلابی «مامی‌توانیم» امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه) توانسته‌اند با طراحی و ساخت محصولات نوین دفاعی و البته متناسب با تهدیدات سخت و نرم، آمادگی روزافزون کشور را رقم زده و با قطع هرگونه وابستگی نظامی، موجبات اقتدار نظام و نیروهای مسلح کشورمان را فراهم آورند و هر ر‌وز آماده‌تر و مجهز‌تر برای حفظ دستاوردهای انقلاب ظاهرشوند.

بدون تردید بخش عمده‌ای از اقتدار دفاعی و پیشرفت روزافزون کشور مرهون تلاش جوانان متعهد و متخصصی است که تنها با نمایش بخش کوچکی از نیروی اراده خود در تولید تجهیزات نظامی در عرصه‌های زمینی، هوایی و دریایی، سامانه‌های موشکی فوق پیشرفته و رادارهای هوشمند، تکنولوژی‌های روز نظامی در دنیا را به چالش کشانده‌اند.

شهادت حضرت امام محمد تقی (ع)

امام جواد علیه‌السلام: تا هنگامی که سپاسگذاری بندگان ادامه دارد نعمتهای خداوند قطع نمی‌شود.

شهادت مظهر جود و سخا و علم و معرفت، تسلیت و تعزیت.

 

30 مرداد روز جهانی مسجد

30 مرداد؛ روز بزرگداشت علامه محمدباقر مجلسی

محمدباقر مجلسی معروف به علامه مجلسی و مجلسی ثانی، فقیه شیعه در دوران شاه سلیمان و شاه سلطان حسین صفویه بود. معروفترین اثر او بحارالانوار است که مجموعهٔ بزرگی از احادیث را گردآورده‌است.

28( مرداد)گشایش مجلس خبرگان برای بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

اولین خبرگان رهبری 23 تیر ماه 1362 اولین نشست مجلس خبرگان رهبری (پس از انتخابات نخستین دوره مجلس خبرگان در 19 آذر 1361) افتتاح شد و در این دوره از مجلس خبرگان با شرکت 69 تن از نمایندگان خبره مردم سراسر کشور گشایش یافت

، مجلس خبرگان رهبری بر اساس قانون اساسی وظیفه رسیدگی به امور و وظایفی را دارد که بر اساس اصل 110 قانون اساسی بر عهده مقام رهبری نهاده شده است. در جمهوري اسلامي ايران، رهبري، ركن اساسي و محور اصلي نظام است و اين جايگاه رفيع، در قانون اساسي به عنوان ضامن عدم انحراف سازمانهاي مختلف از وظايف اصيل اسلامي خود شناخته شده است. حوزه وسيع و سنگين مسئوليتهاي رهبري و نقش بنيادين آن در سلامت نظام سياسي ايجاب مي‌كند كه شايسته‌ترين فرد، عهده ‌دار آن شده و شخص رهبر، داراي بالاترين صلاحيتهاي علمي، اخلاقي، سياسي و از برترين تواناييها برخوردار باشد. از اين رو، براي آنكه انتخاب اين مقام بر طبق معيارهاي لازم صورت گيرد، انتخاب رهبر از سوي مردم، به وسيله نمايندگان خبره آنان صورت مي‌پذيرد، به اين ترتيب كه خبرگان، منتخب مردم هستند و رهبر، منتخب خبرگان. رهبر منتخب خبرگان، ولايت امر و همه مسئوليتهاي ناشي از آن را بر عهده خواهد داشت. همچنين در صورتي كه رهبري از انجام وظايف قانوني خود كه در قانون اساسي مذكور است، ناتوان شود، از مقام خود بركنار خواهد شد كه تشخيص اين امر نيز برعهده خبرگان رهبري است و مجلس خبرگان يكى از نهادهاى عالى است كه در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران پيش بينى شده و سه وظيفه مهمِ شناسايى، انتخاب و نظارت بر رهبرى را عهده دار مى باشد که اعضاى اين نهاد عالمانى متعهدند كه از سوى مردم برگزيده مى شوند. بر اين اساس اولين مجلس خبرگان رهبري در شرايطي كه كشور، در حال نبردي نابرابر با حكومت عراق و دنياي استكبار بود و متجاوزان عراقي براي شكست ملت قهرمان ايران، هر روز متوسل به شيوه‌اي جديد در جنگ مي‌شدند، تشكيل شد. حضور گسترده مردم در صحنه‌هاي گوناگون انقلاب، از قبيل انتخابات مجلس خبرگان چون هميشه ارمغاني از يأس و نااميدي را براي دشمنان فراهم می آورد، در اين ميان انتخابات اولين دوره مجلس خبرگان رهبري، با شركت هجده ميليوني مردم شجاع و مقاوم ايران در 19 آذر 1361 برگزار گرديد و 75 نفر از نمايندگان مجلس خبرگان تعيين شدند. در نهايت اولين نشست مجلس خبرگان رهبري كه در واقع نخستين مجلس خبرگان جامعه اسلامي پس از خبرگان قانون اساسي بود، در 23 تيرماه 1362 تشكيل گرديد و با پيام حضرت امام (ره)، افتتاح شد، مهم‌ترين اقدام در كارنامه مجلس اول خبرگان رهبري، تلاش به موقع آن، پس از ارتحال حضرت امام خميني (ره) در تعيين رهبر معظم انقلاب اسلامي، حضرت آيت‌الله خامنه‌اي مي‌ باشد. مدت هر دوره مجلس خبرگان، هشت سال و دوره سوم مجلس خبرگان از سال 1378 آغاز شد. حضرت امام خمينى (ره) به عنوانِ معمار و باني انقلاب اسلامى از سال هاى نخستين شكل گيری اين نهاد، به تبيينِ جايگاه اين مجلس و تشويق و ترغيب مردم به حضور در انتخاب خبرگان پرداخت و نيز خبرگان منتخب مردم را به دقت در انجام وظيفه توصيه فرمود. امام در قسمتى از پيامى كه به هنگام گشايش اولين دوره مجلس خبرگان ارسال داشتند، فرمودند: “… و اكنون شما اى فقهاى شوراى خبرگان و اى برگزيدگان ملت ستمديده در طول تاريخ شاهنشاهى و ستمشاهى, مسئوليتى را قبول فرموديد كه در رأس همه مسئوليت ها است و آغاز به كارى كرديد كه سرنوشت اسلام و ملتِ رنج ديده و شهيد داده و داغديده در گرو آن است.” اولين دوره انتخابات مجلس در تاريخ 19/9/ 1361 برگزار شد و شرايط مهم خبرگان اين مجلس بشرح ذيل می باشد : الف- اشتهار به ديانت و وثوق و شايستگی اخلاقی ب- اجتهاد در حدی که قدرت استنباط بعضی مسائل فقهی را داشته باشد و بتواند ولی فقيه واجد شرايط رهبری، را تشخيص دهد. ج- بينش سياسی و اجتماعی و آشنايي با مسائل روز د- معتقد بودن به نظام جمهوری اسلامی ايران ه- نداشتن سوابق سوء سياسی و اجتماعی تشكيلات درونى و ساختار و سازمانِ مجلس خبرگان بدين صورت است که دارای يك هيئت رئيسه، دبيرخانه، چند كميسيون و يك هيئت تحقيق است. هيئت رئيسه در خود مجلس با اكثريت آرا انتخاب مى شوند و مركب از رئيس مجلس, نائب رئيس اول و دوم و منشى اول و دوم، مجلس خبرگان دارای يك نشست سالانه که بر اساس ماده 18 آيين نامه داخلى مجلس خبرگان؛ اين مجلس سالى يك بار, به مدت دو روز اجلاسيه رسمى دارد ،نشست ديگر نشست های فوق العاده است که در شرايط لازم و مقتضی برگزار می گردد. انتخاب بجا و شايسته مقام معظم رهبری، حضرت آيت الله خامنه ای از جمله نتايج نشست فوق العاده اين مجلس می باشد. مهمترين ويژگی های اين ساختار مهمترين ويژگی های اين ساختار از ديدگاه انديشمندان امور فرهنگی در دو مقوله زير قابل ارزيابی است: 1- زمينه سازی برای حضور مردم در صحنه های اجتماعی و اعطای حق انتخاب و تصميم گيری (در گسترده ترين شکل ممکن به مردم). 2- مرتبط ساختن زندگی اجتماعی مردم با اصول و ارزش های دينی و رنگ و بوی الهی بخشيدن به کليه رفتارها و عملکردهای اجتماعی. خبرگان همانطور که بيان شد علاوه بر آنکه سطح اعتلای فرهنگی و آزادی انديشه مردم ما را برای جهانيان ترسيم می سازد، جهت گيری های اعتقادی و اخلاقی اين مردم را نيز که در اعتماد به عالمان راستين دين است .

26 مرداد بازگشت آزادگان به میهن

شما ذخیره بزرگ الاهی و یک ثروت عظیم انسانی هستید که در دست دشمن غصب شده بودید. خدای متعال شما را به ملّت و به این کشور اسلامی برگرداند

( رهبر معظم انقلاب )

کودتا 28 مرداد

- کودتای ۲۸ مرداد، کودتایی است که با طرح و حمایت مالی و اجرائی سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا و آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا بر ضدّ دولت محمد مصدق در 28 مرداد ۱۳۳۲ به انجام رسید و در پی موفقیت کودتا و سقوط کابینه دوم دولت ملی دکتر مصدق، سرلشکر فضل‌الله زاهدی عهده‌دار تشکیل کابینه جدید شد.

23 مرداد – روز مقاومت اسلامی

21 مرداد روز حمایت از صنایع کوچک

17 مرداد؛ روز خبرنگار

مرداد؛ روز خبرنگار

کار خبرنگار، انعکاس رخدادهایی است که قابلیت خبرشدن و اطلاع رسانی به جامعه را دارد. لازمه خبرنگار خوب بودن، داشتن علم و دانش، تجربه و جسارت است تا در کنار آن با سرعت، دقت و صحت، که سه اصل مهم در کار خبری است بتواند موفق عمل کند.

روز خبرنگار

در هفدهم مرداد ماه سال 1377، محمود صارمی خبرنگار خبرگزاریِ جمهوری اسلامی، به همراه هشت نفر از اعضای کنسولگری ایران در مزار شریف افغانستان به دست گروهک تروریستی طالبان به شهادت رسید. به همین مناسبت، شورای فرهنگ عمومی، هفدهم مرداد ماه هر سال را به عنوان «روز خبرنگار» نامگذاری کرد.

 

حرفه خبرنگارى

خبرنگار کسى است که با اتکاء به ذوق و استعداد شخصي، پس از گذرانيدن دوره آموزش تخصصى و همچنين با توجه به مسئوليت اجتماعى که اين حرفه بر عهده او مى‌گذارد، وظيف کسب، تهيه، جمع‌آورى و تنظيم 'اخبار' و انتقال آنها را از طريق وسايل ارتباط جمعى (مطبوعات، راديو، تلويزيون و خبرگزاري) به مخاطبان بر عهده دارد.

 

 پيش از آنکه فردى حرفه روزنامه‌نگارى را انتخاب کند، لازم است ويژگى‌هاى حرفه خبرنگارى و روزنامه‌نگارى را بشناسد تا از روى آگاهى به آن روى آورد. در سال ۱۹۷۸ از سوى سازمان يونسکو (سازمان آموزشي، علمى و فرهنگى ملل متحد)، اعلاميه‌اى راجع به نقش رسانه‌هاى جمعى در تقويت صلح جهانى و تفاهم بين‌المللى به تصويب رسيد. در اين اعلاميه ، لزوم تربيت اخلاقى و اجتماعى روزنامه‌نگاران ارائه شد.

 

در اين مجموعه، آزادى مبادله اخبار و اطلاعات، يک حق اساسى تلقى شده و دستورالعمل‌هاى اخلاقى براى کليه کسانى که در جمع‌آورى و کسب و نشر و تفسير اخبار و اطلاعات شرکت دارند، وضع شده است. در اين اعلاميه، ضمن تأکيد بر منشور جهانى ۱۹۴۸ سازمان ملل متحد، تصريح شده است که براساس اين قوانين، خبرنگاران مطبوعات بايد منتهاى درجه، کوشش کنند تا اخبار و اطلاعاتى که در اختيار عموم مى‌گذارند صحيح، دقيق و معتبر باشد. خبرنگاران و سردبيران بايد در صحت اخبارى که به‌دست مى‌آورند تحقيق و تعمق کنند. خبرنگاران نبايد حقيقتى را تعمداً تحريف يا مخدوش کنند و همچنين هيچ نوع مطلبى را نبايد از نظر مردم مکتوم نگه دارند.

 

اصول اخلاقى حرفه روزنامه‌نگارى مقرر مى‌دارد که روزنامه‌نگاران در هر مرحله و مقامى که باشند بايد به خير و مصلحت جامعه ايمان کامل داشته باشند. کوشش براى تأمين منافع شخصى و کوشش براى پيش بردن مقاصد خصوصى که با مصلحت جامعه سازگار نباشد، خلاف اصول و آئين‌ اخلاقى روزنامه‌نگارى است. تخطئه مردم و تهمت و افتراء به اشخاص از جمله جرائم بزرگ حرفه روزنامه‌نگارى است. براساس قطعنامه‌هاى سازمان ملل متحد، سرقت ادبى و انتساب اخبار و عقايد و تأليفات ديگران به‌خود نيز جرم مطبوعاتى محسوب مى‌شود. حسن نيت به جامعه اساس و پايه روزنامه‌نگارى مطلوب است.

 

 

سرعت، دقت و صحت، سه اصل مهم در کار خبرنگاری است

 

ویژگی های خبر
حرفه خبرنگاری، باخبر سر و کار دارد و آن را به شیوه های گوناگون به مخاطبان خود می رساند. این خبر، باید ویژگی هایی داشته باشد تا مورد توجه بینندگان، شنوندگان و خوانندگان قرار گیرد. خبر خوب، خبری است که درست، روشن و جامع باشد. اگر خبر درست نباشد، مردم اندک اندک به خبررسان شک می کنند و منبع خبری خود را تغییر می دهند. در قرآن کریم هم می خوانیم: «اگر فاسقی برایتان خبری آورد، بدون تحقیق حرفش را نپذیرید». نیز خبر باید با صراحت و روشنی، و به دور از ابهام و کنایه به دست مخاطب برسد. هم چنین خبری کامل است که به پرسش هایی که برای مخاطبانِ خبر به وجود می آید، پاسخ بدهد.

 

ویژگی های خبرنگار
به طور کلی خبرنگار در محل وقوع رویدادها، چشم و گوش رسانه و چشم و گوش مردم است. او باید با استفاده از ویژگی های خدادادی و نیز خصوصیاتی که در دوره های آموزشی دیده، به کشف حقیقت ها بپردازد و آن را در کمترین زمان به مخاطبان خود برساند. خبرنگار خوب، خبرنگاری است دارای این ویژگیها باشد :

 

1-  ذوق و استعداد
یکی از مهم ترین ویژگی های خبرنگار، داشتن عشق و علاقه و قریحه خبرنگاری است. بر این اساس، کسی باید وارد عرصه جذّاب و در عین حال پر مخاطره خبرنگاری شود که ضمن داشتن این استعداد ذاتی، از هنر واژه گزینی، شمّ خبری، حوصله زیاد و نگاه موشکافانه و دقیق نیز برخوردار باشد و با پرهیز از احساسات، بکوشد رویدادها را همان طور که اتفاق افتاده منتشر کند، نه آن طور که خود می خواسته اتفاق بیفتد.

 

2- سرعت
سرعت در تصمیم گیری و انتقال سریع خبر، از ویژگی های اساسی خبرنگاری است. حساسیت کار اطلاع رسانی، نیاز مخاطبان به دانستن سریع و به موقع خبرها برای اتخاذ تصمیم درست و نیز افزایش رسانه ها و رقابت میان آن ها، بر ضرورت «سرعت» در کار خبررسانی افزوده است. کمترین تعلل در انعکاس سریع رویدادها، به کاهش اعتبار رسانه و در ادامه، مرگ رسانه و بی خاصیت شدن آن می انجامد. البته باید توجه داشت که هیچ گاه نباید سرعت انتشار را جانشین صحت و درستی خبر کرد؛ زیرا دروغ پراکنی، در نهایت به ضرر کمپانی خبری خواهد بود و اعتماد مخاطبان را به رسانه کاهش خواهد داد.

 

3- حق طلبی
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در حدیثی فرموده است: «حق را بگو و در راه خدا از ملامت هیچ ملامت گری نهراس». ویژگی حق محوری، حق طلبی و حق گویی، از مهم ترین ویژگی های یک خبرنگار موفق و خداترس است. در مقابل، سخن چینی، بدگویی و به جان هم انداختن مردمان، از ویژگی های نکوهیده ای است که هر انسان عاقلی از آن ها بیزاری می جوید. پس چه نیکوست که صاحبان بنگاه های خبری و نیز خود خبرنگاران، همواره به دنبال واقعیت باشند و از جنجال آفرینی و بد کردن مردم با هم بپرهیزند.

 

انواع خبرنگاری
- سرمقاله نویسی
روزنامه‌ها و نشریات ادواری اغلب دارای سرمقاله هستند که توسط خبرنگارهایی که بسیاری از آنها در این نوع خبرنگاری عمیق تخصص دارند نوشته شده‌است. سرمقاله‌ها اغلب طولانی تر از مقالات عادی هستند و همراه آنها عکس، طراحی و دیگر کارهای «هنری» به کار می‌رود. حتی سرمقاله‌ها را گاهی با استفاده از ابزار چاپ و رنگها برجسته می‌نمایند.

 

- روزنامه نگاری پژوهشی
روزنامه نگاری پژوهشی در بین انواع روزنامه نویسی سخت ترین گونه روزنامه نگاری است.

 

- خبرنگاری ورزشی
خبرنگاری ورزشی جنبه‌های زیادی از رقابت‌های ورزشی افراد را دربرمی گیرد و جزء لاینفکی از اغلب محصولات خبرنگاری، از جمله روزنامه‌ها، مجلات، و برنامه‌های خبری رادیو و تلویزیون محسوب می‌شود. در حالی که برخی از منتقدان خبرنگاری ورزشی را به عنوان خبرنگاری حقیقی قبول ندارند، اهمیت ورزش در فرهنگ غرب عاملی است برای توجیه این امر که ژورنالییست‌ها نه تنها به رقابتهای ورزشی، بلکه به ورزشکاران و تجارت در ورزش نیز توجه نمایند.
به طور سنتی در ایالات متحده خبرنگاری ورزشی در مقایسه با نوشته‌های خبرنگاری سنتی از انسجام، ابتکار و تعصب کمتری برخوردار بود، با این حال تاکید بر صحت و درستی و رعایت عدالت و بی طرفی هنوز هم بخشی از خبرنگاری ورزشی را تشکیل می‌دهد. تاکید بر توصیف صحیح عملکرد آماری ورزشکاران نیز یکی دیگر ازبخش‌های مهم خبرنگاری ورزشی محسوب می‌شود.

 

 

سرعت در تصمیم گیری و انتقال سریع خبر، از ویژگی های اساسی خبرنگاری است

 

- خبرنگاری علمی
خبرنگاری علمی شاخه نسبتاً جدیدی از خبرنگاری محسوب می‌شود که در آن گزارش خبرنگارها اطلاعاتی را در مورد موضوعات علمی به مردم انتقال می‌دهد. خبرنگارهای علمی باید اطلاعات مبسوط، فنی، و در پاره‌ای اوقات اطلاعاتی را که با زبان مخصوص نوشته شده‌است را درک و تفسیر کنند و سپس آن را به گزارش‌های جذابی که برای مصرف کنندگان رسانه‌های خبری قابل باشد تبدیل نمایند.

خبرنگارهای علمی باید تصمیم بگیرند که از میان دستاوردهای علمی کدام ارزش پوشش خبری را دارد و همچنین باید بتوانند تشخیص بدهند که از میان منازعات جامعه علمی کدام برای پوشش خبری ارزش دارند. بسیاری از خبرنگارهایی که در حوزه علمی فعالیت دارند آموزش‌هایی را در حوزه خبرنگاری خود گذرانده‌اند، به عنوان مثال می‌توان به پزشکانی اشاره کرد که در اخبار پزشکی را تحت پوشش خود قرار می‌دهند. البته این مساله کلی نیست و در میان خبرنگارهای علمی نیز کسانی هستند که در حوزه علمی دوره یا آموزش ندیده‌اند.


- روزنامه‌نگاری تحقیقی
روزنامه‌نگاری تحقیقی که در آن خبرنگارها رفتاری خلاف عرف غیر اخلاقی و غیرقانونی افراد، موسسات اجاری و دولتی را مورد تفحص قرار می‌دهند و آن را فاش می‌سازند، می‌تواند پیچیده، زمان بر و پرهزینه باشد؛ چرا که گروههایی از خبرنگارها، ماهها تحقیق و تفحص، مصاحبه‌های گوناگون (اغلب مصاحبه‌های تکراری) با افراد بی شمار، مسافرتهای دور و دراز، رایانه جهت تجزیه و تحلیل پایگاه داده‌های اسناد مردمی، یا استفاده از کارکنان حقوقی شرکت به منظور ایمن نگه داشتن اسناد با توجه به قانون آزادی اطلاعات، از جمله مواردی است که در روزنامه‌نگاری تحقیقی لازم است.

 

- خبرنگاری مشاهیر یا مردم
یک حوزه دیگر از خبرنگاری که چندان هم مطرح نیست و در قرن بیستم سنگ بنای آن گذاشته شد، خبرنگاری مشاهیر یا مردم می‌باشد که به زندگی شخصی افراد، عمدتاً اشخاص شهیر و بنام، از جمله ستاره‌های سینما و تئاتر، هنرمندان عرصه موسیقی، مدلها و عکاسان و دیگر افراد مشهور در صنعت نمایش و سرگرمی و همچنین افراد خواهان توجه، از جمله سیاست‌مداران و افراد مورد توجه مردم، نظیر کسانی که کاری انجام داده‌اند که ارزش خبری دارد، می‌پردازد.


- سایبر خبرنگاری
خبرنگاری آنلاین، سایبر خبرنگاری و یا روزنامه‌نگاری الکترونیک انواع جدیدی از روزنامه‌نگاری هستند که به شبکه اینترنت و شبکه جهانی وب ، متکی هستند.

سال روز تأسیس جهاد دانشگاهی

انقلاب فرهنگی

در فاصله سال های 1357 تا 1359، یعنی پس از پیروزی انقلاب تا وقوع انقلاب فرهنگی، فضای دانشگاه ها هنوز آن طورکه باید با شرایط دوران بعد از انقلاب هماهنگ و هم سو نگشته بود. از این رو، امام خمینی رحمهم الله فرمان انقلاب فرهنگی را صادر کردند. در پی صدور این فرمان، برای تحقق بخشیدن به اهداف انقلاب فرهنگی و ضرورت ایجاد تحول در دانشگاه ها، ستاد انقلاب فرهنگی تشکیل شد.

این ستاد برای ایجاد بازوی اجرایی قوی برای سازمان دهی و نظارت بر وضعیت مدیریت دانشگاه ها، شورای عالی جهاد دانشگاهی را تشکیل داد. این شورا نیز در شانزدهم مرداد ماه سال 1359، جهاد دانشگاهی را تأسیس کرد و از آن روز، جهاد دانشگاهی زیرنظر ستاد انقلاب فرهنگی، و بعدها شورای عالی انقلاب فرهنگی فعّال است.

پُل بین دانشگاه و جامعه

براساس تعریفی که در اساس نامه جهاد دانشگاهی آمده، این نهادْ پُلی میان دانشگاه و جامعه است. عمده ترین هدف جهاد دانشگاهی در حال حاضر، عینیتْ بخشیدن به آرمان های انقلاب اسلامی در سطح دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی، تحقق اهداف انقلاب فرهنگی، گسترش گرایش دینی و مذهبی در بین دانشجویان، توسعه فنّاوری با بهره گیری از نیروهای متخصص داخلی برای حذف وابستگی های علمی ـ فرهنگی، و استقرار نظام آموزش عالی مبتنی بر ارزش های اسلامی در سطح دانشگاه هاست.

وظایف جهاد دانشگاهی

طبق مصوّبه شورای عالی انقلاب فرهنگی و اساس نامه جهاد دانشگاهی، این سازمانْ نهادی است عمومی، غیردولتی و زیر نظرشورای عالی انقلاب فرهنگی که از لحاظ اداری دارای شخصیتی مستقل است. در این اساس نامه، به وظایف جهاد دانشگاهی اشاره شده است که گسترش تحقیقات و شکوفایی استعدادها، توسعه امور فرهنگی، تبلیغ و ترویج فرهنگ و هنر اسلامی در برنامه ریزی برای قشر جوان، ایجاد امکانات نشر و تألیف، انجام تحقیقات کاربردی و توسعه ای، حمایت از دانشجویان و پژوهش گران جوان، و توجه به اشتغال فارغ التحصیلانْ به عنوان مجموعه ای از وظایف جهاد دانشگاهی به چشم می خورد. جهاد دانشگاهی در سه حوزه آموزشی، فرهنگی و پرورشی به صورت عمده فعالیت دارد که هر کدام از این حوزه ها، شاخه های متعددی دارند.

کتاب و کتاب خوانی

توجه به کتاب و کتاب خوانی، یکی از سرفصل های مهم فعالیت های فرهنگی جهاد دانشگاهی است. به این منظور، این نهاد از سال 1362، تولید و انتشار کتاب را با هدف های کمک به دانشجویان برای دست یابی به منابع علمی، و ایجاد ارتباط با استادانی که آثار خود را از طریق امکانات جهاد دانشگاهی در اختیار جامعه دانشگاهی کشور قرار دهند، آغاز کرد. این نهاد به منظور پر کردن خلأ موجود در زمینه تولید کتاب، به تشکیل گروه های آموزشی پرداخت و با توجه به نیازهای دانشجویان و پیشنهادهای استادان و محققانْ به تألیف و ترجمه کتاب های درسی دانشگاهی پرداخت.

نقد کتاب

نقد کتاب، یکی از برنامه های جهاد دانشگاهی در دانشگاه هاست و واحدهای جهاد در دانشگاه ها، نقد و بررسی کتاب را به طور مرتّب در دستور کار خود قرار داده اند. این واحدها، با برپایی جلسه هایی با استادانِ نویسنده و دعوت از نویسندگان کتاب ها و تشکیل میزگرد، به نقد و بررسی کتاب ها می پردازند. علت این کار هم این است که آن ها معتقدند که دانشگاه محل بحث و پژوهش ونقد و نظر است و در غیر این صورت، تفاوتی میان دانشگاه و مقطع دبیرستان نخواهد بود.

جهاد دانشگاهی در کلام امام رحمهم الله

جهاد دانشگاهی، محصول مستقیم انقلاب اسلامی ماست و هدف آن، پیش رفت مراکز علمی و گسترش کمّی و کیفی تحقیقات در دانشگاه هاست. این نهاد با اعتقاد به این که تحقیقات، پشتوانه و اساس توسعه و رشد فنّاوری ملی است، گسترش تحقیقات و شکوفایی استعدادها را در سطح جامعه، در سرلوحه برنامه های خود قرار داده است. حضرت امام خمینی رحمهم الله دراین باره می فرماید: «مهم ترین عامل در کسب خودکفایی و بازسازی، توسعه مراکز علمی و تحقیقاتی، و تمرکز و هدایت امکانات و تشویق کامل و همه جانبه مخترعین و مکتشفین و نیروهای متعهد و متخصص است که شهامت مبارزه با جهل را دارند و از لاک نگرش انحصاری علم به شرق و غرب درآمده و نشان داده اند که می توانند کشور را روی پای خود نگه دارند».

جهاد دانشگاهی در کلام رهبر

مقام معظم رهبری، حضرت آیت اللّه خامنه ای، در مورد جهاد دانشگاهی فرموده اند: «مجموعه شما [جهاد دانشگاهی] یک حرفی زد که بحمداللّه این حرف، امروز تقریبا در کشور ثابت شده است. جهاد دانشگاهی از اول خواست بگوید که نیروهای مؤمن، حزب اللهی، انقلابی و کمر بستگان انقلاب آن چنان که دشمن می خواهد وانمود کند، عبارت نیستند از یک عده مردمی که از دانش، معرفت، تخصص و تجربه تهی هستند».

هم چنین ایشان در جای دیگری فرموده اند: «تاکنون، کارنامه درخشان جهاد دانشگاهی نیز بیانگر آن است که این نهاد، تجلی گاه تعهد و فرهنگ ناب در محیط های علمی بوده است و نام جهاد، همواره با تبلور فرهنگ، معنویت وحفظ اصول وارزش های متعالی، عجین بوده است».

با طبیعت مهربان باشید تا به قهر طبیعت گرفتار نشویم

پاک سازی سفید آب با همکاری اتاق فکر و گروه آرمانشهر،گروه زیست محیطی لنگرود و زمین پاک با حضور بخشدار ،شورای شهر،گروه کوهنوردی فرهنگو دهیاری و محیطبانان با همکاری نیروی انتظامی و دبستان غیردولتی دخترانه هوشمند هدف مرداد 96

15 مرداد سالروز انفجار بمب اتمی آمریکا در هیروشیما

سالروز شهادت امیر سرلشکر خلبان عباس بابایی

 

14 مرداد؛ سالروز صدور فرمان مشروطیت

 

14 مرداد؛ سالروز صدور فرمان مشروطیت

14 مرداد مصادف با سالروز صدور فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین  شاه قاجار است. در واقع فرمان مشروطه دستور تشکیل مجلس شورا در ایران و ثمره تلاش های آزادیخواهان وطن برای رهایی از استبداد مطلق شاهنشاهی است.

جنبش مشروطه

جُنبِشِ مَشروطه، جنبش مشروطه‌خواهی، جنبش مشروطیت، انقلاب مشروطه مجموعه کوشش‌ها و رویدادهائی است که در دوره مظفرالدین شاه قاجار و سپس در دوره محمدعلی شاه قاجار برای تبدیل حکومت استبدادی به حکومت مشروطه رخ داد و به تشکیل مجلس شورای ملی و تصویب نخستین قانون اساسی ایران انجامید.

 پیشینه انقلاب مشروطه
از اوائل پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار ناخشنودی مردم از ستم وابستگان حکومت رو به افزایش بود. تأسیس دارالفنون و آشنایی تدریجی ایرانیان با تغییرات و تحولات جهانی، اندیشه تغییر و لزوم حکومت قانون و پایان حکومت استبدادی را نیرو بخشید.
نوشته‌های روشنفکرانی مثل حاج زین‌العابدین مراغه‌ای و عبدالرحیم طالبوف و میرزا فتحعلی آخوندزاده ومیرزا ملکم خان و میرزا آقاخان کرمانی و سید جمال الدین اسدآبادی و دیگران زمینه‌های مشروطه‌خواهی را فراهم آورد. سخنرانیهای سیدجمال واعظ و ملک المتکلمین توده مردم مذهبی را با اندیشه آزادی و مشروطه آشنا می‌کرد. نشریاتی مانند حبل المتین و چهره‌نما و حکمت و کمی بعد ملانصرالدین که همه در خارج از ایران منتشر می‌شدند نیز در گسترش آزادی خواهی و مخالفت با استبداد نقش مهمی داشتند.

کشته شدن ناصرالدین شاه به دست میرزا رضای کرمانی که آشکارا انگیزه خود را قطع ریشه ظلم و نتیجه تعلیمات سیدجمال الدین دانسته بود، کوشش بیشتر در روند مشروطه‌خواهی را سبب شد.

 

 

مظفرالدين شاه قاجار

 

چگونگی آغاز انقلاب مشروطه
اگرچه از مدتی قبل شورش‌ها و اعتراضاتی در شهرهای ایران علیه مظالم حکومت رخ داده بود اما شروع جنبش را معمولاً از ماجرای گران شدن قند در تهران ذکر می‌کنند. علاءالدوله حاکم تهران هفده نفر از بازرگانان و دو تن سید را به جرم گران کردن قند به چوب بست. این کار که با تأئید عین الدوله صدراعظم مستبد انجام شد اعتراض بازاریان و روحانیان و روشنفکران را برانگیخت. اینان در مجالس و در مسجدها به سخنرانی ضد استبداد و تأسیس عدالتخانه یا دیوان مظالم پرداختند.

 خواست برکناری عین‌الدوله و عزل مسیو نوز بلژیکی و حاکم تهران و حتی عسگر گاریچی به میان آمد و اعتصاب در تهران فراگیر شد. عده‌ای از مردم و روحانیان به صورت اعتراض به مسجد حضرت عبدالعظیم رفتند و در آن جا تحصّن کردند. مظفرالدین شاه وعده برکناری صدراعظم و تشکیل عدالتخانه را داد و علما با احترام به تهران بازگشتند. هنگامی که مظفرالدین شاه به وعده خود عمل نکرد علما از جمله سیدین سندین، آقا سید محمد طباطبائی و آقا سیدعبدالله بهبهانی، به قم رفتند و تهدید کردند که کشور را ترک خواهند کرد و به عتبات عالیات خواهند رفت.

 بازاریان و عده زیادی از مردم به تحصن در سفارت انگلیس اقدام نموده و خواهان آزادی علما و تشکیل عدالتخانه شدند. عین الدوله با گسترش ناآرامی‌ها در شهرهای دیگر استعفا کرد و میرزا نصرالله خان مشیرالدوله صدراعظم شد. در ابتدای حرکت، مسٔلهٔ اصلی، عدالتخانه و عدالتخواهی بود و به همین دلیل نهضت مشروطه را در ابتدا نهضت عدالتخانه می‌گفتند. با اوجگیری نهضت، به تدریج مسأله پارلمان و محدود کردن قدرت شاه مطرح شد.

 نحوه پیروزی اولیه و شکست نهایی انقلاب مشروطه
با ادامه اعتراضات مردم با دو مهاجرت و نیز خواسته مردم مبنی بر عزل عین‌الدوله و همچنین اندیشه تأسیس مجلس شورای ملی در افکار مردم شاه مجبور به برکناری عین‌الدوله شد و با تأسیس مجلس موافقت کرد. بالاخره مظفرالدین شاه فرمان مشروطیت را در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ امضا کرد. علما و دیگرانی که به حضرت عبدالعظیم و قم رفته بودند بازگشتند و تحصن در سفارت انگلیس پایان یافت. مردم صدور فرمان مشروطیت را جشن گرفتند.

 پس از تهیه نظامنامه انتخابات و امضای آن بوسیلة شاه انتخابات مجلس در شهریور 1285 هـ .ش برگزار شد و نخستین مجلس مشروطه در مهر ماه همان سال گشایش یافت این مجلس نوشتن قانون اساسی رابه کمیته‌ای منتخب واگذار کرد.

 

 

تجمع تعدادی از مردم در مقابل سفارت انگلستان

 

 این کمیته به سرعت با بهره‌گیری از قوانین اساسی بلژیک و فرانسه قانون فراهم آورد و به امضای شاه رساند. شاه بیمار اندکی بعد از امضای قانون اساسی درگذشت ومحمد علی شاه به سلطنت رسید. در این زمان، اهداف و ماهیت جناحهای مختلف آشکار می‌شد. بعضی از روزنامه‌های نوظهور مقدسات مذهبی مردم را مورد حمله قرار می‌دادند گروهی از روحانیون تهران به رهبری شیخ‌فضل‌ا… نوری به منظور رویارویی با این تحرکات، مشروطه خواهان را به باد انتقاد گرفتند و با تجمع در حرم حضرت عبدالعظیم خواستار مشروطة مشروعه شدند.

در زمان محمد علی شاه متمم قانون اساسی تدوین شد و به امضای شاه رسید. این متمم که در آن حق نظارت پنج مجتهد بر قوانین در نظر گرفته شده بود. به اصرار روحانیانی مانند شیخ فضل‌ا… شکل گرفت.

 محمد علی شاه برای رویارویی با مشروطه خواهان در پی بهانه بود و دولت روسیه نیز به عنوان حامی در کنار او قرارداشت. حمله به کالسکة شاه که برخی از مورخان آن را نقشه دربار شمرده‌اند بهانه‌ای مناسب در اختیار شاه نهاد. او در دوم تیر ماه 1287 هـ .ش به پیشنهاد لیاخوف فرمانده روسی قزاق‌ها فرمان حمله به مجلس را صادر کرد. هر چند در ظاهر همه چیز به سود شاه تمام شد ولی سرانجام مقاومت علمای نجف که در فتوای خود به دفاع از نهضت و سرزنش محمد علی شاه پرداختند تلاش ستارخان و باقرخان به فتح تهران و برکناری محمد علی شاه و به قدرت رسیدن فرزند دوازده ساله‌اش انجامید.

پس از آن، افول مشروطه آغاز شد حضور روسها در شمال و انگلیسیها در جنوب کشور و مداخلات بی‌اندازة آنها که موجب ضعف قدرت مرکزی می‌شد. اعتماد به مخالفان مشروطه مانند عین‌الدوله، قدرت یافتن مجدد فرصت‌طلبان، خانها و اشراف قدیمی، آغاز جنگ جهانی اول، قحطی‌های وسیع، عدم موفقیت دولت در تأمین امنیت و معیشت مردم و ناخشنودی فراگیر ملت، زمینه را برای ظهور دوبارة استبداد فراهم ساخت.

 

 

گروهی از مشروطه‌خواهان

 

عوامل شکست مشروطه
عوامل شکست مشروطه را می‌توان به دو دسته خارجی و داخلی تقسیم کرد:
- عوامل خارجی
اتحاد دولتهای روسیه و انگلیس در مقابل خطر آلمان و تقسیم ایران در قرارداد 1907م و اشغال ایران در جنگ اول به دست قدرتهای درگیر از عوامل خارجی دارای نقش در شکست مشروطه‌اند. به توپ بستن مجلس توسط نیروهای روس، اشغال و جرم و جنایت توسط نیروهای نظامی روسها در شمال و انگلیسیها در جنوب، آغاز جنگ جهانی اول، افزایش قحطی، گرسنگی و بیماری و مرگ و میر نیز مردم را از فکر مشروطه بیرون می‌کرد و حتی برخی همه این بلاها را بلای مشروطه می‌دانستند.

 

- عوامل داخلی
از جملة عوامل داخلی شکست مشروطه، می‌توان به ماهیت کاملاً متفاوت نیروهای مشروطه خواه اشاره کرد. مشروطه انقلابی نبود که برخواست و اندیشة یک طبقه یا نیروی اجتماعی خاص استوار باشد. گروهها و نیروهای اجتماعی متعددی مشروطه را ایجاد کردند. آنها به جای گفتگو با هم به درگیریهای فیزیکی، تهمت و افترا، ترور و خشونت دست می‌زدند زیرا هنوز استبداد حاکم بر جامعه بود.

سالهای پر آشوب جنگ جهانی اول، عدم توجه و بی‌اهمیتی دولت روس و انگلیس به مشروطه، ناامنی کشور، گرسنگی و بیماری از جمله عوامل داخلی شکست مشروطه بود در جریان مشروطه روحانیت خسته از درگیری و دلسرد از سیاستمداران از صحنه سیاست کناره گرفته و میدان را به سود مستبدان و حامیان آنها خالی گذاردند.

 پیامدهای مشروطه:

انقلاب مشروطه با همه مشکلات و ناکامی‌هایش آثار عمده‌ای از خود بر جای نهاد برخی از این آثار عبارتند از:
1- مفاهیمی مانند قانون اساسی، مجلس آزادی، انتخابات، تفکیک قوا با این انقلاب مطرح شد و به رسمیت یافت. هر چند که بزودی مجلس مورد هجوم قرار گرفت ولی اصل وجود قانون اساسی در سخت‌ترین دوره‌ها برقرار ماند و در مقاطع خاصی تعدادی از نمایندگان مخالف دولت به آن راه یافت که با آثار سیاسی مهمی همراه بود.


2- تجربیات ارزشمند انقلاب مشروطه در زمان وقوع انقلاب اسلامی مورد توجه واقع شد. از یک سو نابودی نظام سلطنتی و قطع کامل سلطه بیگانگان در کشور و توجه به فرهنگ و ارزشهای خودی مورد توجه قرار گرفت و از سوی دیگر رخنة عناصر بیگانه و فرصت‌طلب در مشروطه هوشیاری انقلابیون مذهبی را برای جلوگیری از تکرار این امر در انقلاب اسلامی بر انگیخت. در نهایت این تجربیات لزوم حفظ وحدت میان نیروهای انقلاب را گوشزد کرد.

گرامیداشت روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی

" لقد کرمنا بنی آدم"

«روز چهاردهم مردادماه در تقویم رسمی کشور روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی نام گرفته است و مناسبت آن تهیه و تدوین اعلامیه حقوق بشر اسلامی در این تاریخ است.

 که دولت های عضو سازمان همکاری های اسلامی با ایمان به پروردگار عالم و توجه به عقیده توحید ناب که ساختار اسلام بر پایه آن است و نیز برای پاسداری از دین و جان و خرد و ناموس و مال و نسل بشر ضمن تاکید بر نقش تمدنی و تاریخی امت اسلامی و به جهت ایفای سهم خود در تلاش های انسانی مربوط به حقوق بشر که هدفش حمایت بشر در مقابل بهره کشی و ظلم بوده و تاکید بر آزادی و حقوق او و با ایمان به اینکه حقوق اساسی و آزادی های عمومی در اسلام جزئی از دین مسلمانان اعلام است اعلامیه ۲۵ ماده ای را به تصویب رساندند.

ولادت امام رضا (ع)

آن ماه که مهر از نگاهش ریزد / گلبوسه ملک به خاک راهش ریزد
درجشن ولادت رضا هر که نشست / ازبارش مرحمت گناهش ریزد
امشب که شب خجسته میلاد است / تسبیح فرشتگان مبارک باد است
شاد است دل آل محمد اما / بیش از همه دلها دل زهرا شاد است

روز جهانی شیر مادر

 اهمیت تغذیه طبیعی نوزاد سبب شده است تا از سوی سازمان‌های بهداشت جهانی ویونیسف همه ساله از ۱۰‌ تا ۱۶ مرداد به‌عنوان هفته جهانی شیر مادر تعیین شود.
 در ایران همچنین روز 11مرداد به‌عنوان روز جهانی شیر مادر به رسمیت شناخته شده است.

درباره شیر مادر

 همه ساله اول آگوست که بنام روز جهانی شیر مادر نامگذاری شده، در کشورهای مختلف جهان گرامی داشته میشود. هدف از نامگذاری این روز تشویق مادران به تغذیه فرزندان خود از این موهبت الهی است. سال هااست که نقش اساسی تغذیه با شیر مادر در رشد وسلامت کودکان وهمچنین سلامت مادران شناخته شده است . وبه تنهائی درشش ماه اول تولد برای شیرخوار کافی است ودر شش ماه دوم تولدانرژی لازم پنجاه درصد از شیر مادر وپنجاه درصد از تغذیه تکمیلی تامین میشود . آموزش به مادران هنر است که به مادران گفته شود همه مادران قادر به شیر دادن هستند وباید این باور به مادران تفهیم گردداز طرف دیگر حمایت جامعه از زنان وحمایت خانواده از مادران اهمیت ویژه دارد .نکته مهم دیگر آموزش کارکنان بیمارستان ها ومراکز درمانی است که بتوانند پاسخ گوی مادران به گونه صحیح باشند چون اگر نا آگاهانه به سوال مادری پاسخ داده شود بد آموزی مصیبت وار خواهد بود در دو تا سه هفته اول تولد مهمترین زمان سوال برانگیز مادران خواهد بود .

آیات قرآن درباره شیر دادن

مقام مادر شیر ده در آیه 14 سوره لقمان ذکر شده : بعد از شکر گذاری خالق شکر گذاری مادر توصیه شده است .

درسوره بقره آیه 133 مدت شیر دادن را دو سال تمام ذکر شده است .

اکنون بعد از 1400 سال سازمان بهداشت جهانی مدت دو سال شیر مادر را تاکید نموده است .

فوائد تغذیه با شیر مادر

 کاهش عفونت ها ی گوارشی بخصوص اسهال واستفراغ ، عفونت های تنفسی ،کاهش عفونتهای ویروسی وباکتریال وقارچی به علت عوامل اختصاصی وغیر اختصاصی شیر مادر رشد وتکامل مطلوب شیر خوار پاسخ به ایمونیزاسیون وحمایت هفت استراتژی سازمان بهداشت جهانی دررشد وسلامت کودک شامل ایمن سازی ،پیشگیری از اسهال ،پیشگیری از عفونت های حاد تنفسی ، تنظیم خانواده ،تغذیه با شیر مادر ،تغذیه تکمیلی وپی گیری رشد که همگی در زیر چتر تغذیه با شیر مادرمیباشد . کاهش عفونت های مزمن دیابت 1 و2 وسلیاک ،بیماری های التهابی روده ، کانسر ،بیماری های آلرژی ، آستم ، رشد وتکامل مغزی ، افزایش هوش ، سلامت جسمی وروحی مادروکاهش کانسر رحم وپستان وصد ها مزایای دیگر .

در جریان بیماری های زیر بهتر است مادر شیر ندهد

عفونت HIV در مما لک توسعه یافته به علت اینکه ریسک انتقال عفونت از راه شیر مادر است تغذیه باشیر مادر کنتر اندیکه است در ممالک در حال توسعه مرگ ومیر به علت عفونت های مختلف زیاد است باید مورد تعمق قرار گیرد . ا لبته بهتر است شیر مادر داده نشود.

عفونت ویروسی سیتو مگال CMV

از راه شیر منتقل میگردد اما در نوزادان ترم به علت عبور آنتی بادی از مادر تغذیه با شیر مادر مانعی ندارد لیکن در نوزادان نارس که سیستم ایمنی ضعیف است نباید شیر مادر داده شود.

HTLV,1 Human T-Cell Lymphotropic Virus Type,I

رتروویروس که نئوپلاسم بدخیم و اختلالات نورولوژیک در بالغین میشود واز راه شیر مادر منتقل میگردد و نباید شیر مادر داده شود.

HTLV,II Human T-Cell Lymphotropic Virus Type II

رتروویروس است که از راه شیر منتقل میگردد و شیر مادر نباید داده شود.

ویروس هرپس سیمپلکس تیپ 1HSV,I

در شیر مادر وجود دارد نواحی تبخال باید پوشانده شود وبا رعایت بهداشت کامل شیر مادر اشکالی ندارد ابته اگر ضایعات تبخال روی نوک پستان وسینه نباشد.

شیر خواران مبتلا به گالاکتوزمی

نمیتوانند شیر مادر بدهند چون نمی توانند گالاکتوز را متابولیزه نمایند شیر بدون لاکتوز توصیه میگردد.

داروها

آمفتامین ، کوکائین ، هروئین ، ماری ژوآ نا و فن سیکلیدین Phencyclidineمعمولا شیر مادر نباید داده شود.

داروهای سایتو توکسیک مانند سیکلوفسفامید ،سیکلوسپورین ومتوترکسات و دوکسوروبیسین شیرمادر نباید داده شود .

در بیماری های زیر دادن شیر مادر اشکالی ندارد:

 هپاتیت B : گرچه در شیر مادر وجود دارد اگر در مادران مبتلا بلافاصله بعد از زایمان واکسن هپاتیت B وایمونوگلبولین هپاتیت بHBIG تزریق گردد بعد از آن ریسک عفونت کاهش می یابد وتغذیه با شیر مادر اشکالی ندارد.

 هپاتیت C : انتقال از شیر مادر گزارش نشده است در آنها که شیر مادر یا شیر خشک داده شده ریسک عفونت تفاوتی نداشته است . انتقال عفونت از راه ترا نسفوزیون واز زخم نوک پستان می باشد.

 سرخجه : در مادران مبتلا به سرخجه یا متعاقب واکسیناسیون سرخجه شیر مادر اشکالی ندارد زمانی که مادر مبتلا شده ویروس به بدن شیرخوار رسیده است و شیر مادر اشکالی ندارد.

 واکسن آبله مرغان : انتقال از راه شیر مادر گزارش نشده ودادن شیر مادر اشکالی ندارد.

در کودک مبتلا به فنیل کتنوری شیر مادر اشکالی ندارد واقدامات مخصوص باید انجام گیرد.

 سیگار و ا لکل : گرچه مصرف سیگار وا لکل برای خود مادر صلاح نیست ولی برای شیرخوار به طور مطلق کنتر اندیکاسیون شیر مادر ندارد.

روز اهداي خون روز اهداي خون

در مرداد سال 1353 ش سازمان انتقال خون ايران با هدف سامان بخشيدن به وضع آشفته خون رساني و به منظور ترويج فرهنگ اهدا، تهيه و تأمين خون و فرآورده‏ هاي سالم و مطمئن و رايگان براي رفع نياز بيماران نيازمند، به خصوص مبتلايان به تالاسمي، هموفيلي و لوسمي به وجود آمد. از آن تاريخ به بعد، سالروز تأسيس اين سازمان در نهم مرداد ماه، به عنوان روز اهداي خون نام‏گذاري شده است. جمع‏آوري خون از داوطلبانِ اهدا، و آماده‏سازي آن براي نجات بيماران و مصدومين، ايجاد پايگاه در بيمارستان‏ها و واحدهاي سيار و ثابت جهت تهيه خون، ثبت اطلاعات لازم به منظور دعوت براي اهداي خون به هنگام ضرورت و توزيع خون و فرآورده‏هاي آن به مراكز درماني و بيمارستان‏ها و... از جمله كارهاي سازمان انتقال خون ايران مي‏باشد. طبق گفته كارشناسان، هر فرد بالغ (بين 17 تا 65 سال) با وزن متوسط پنجاه كيلوگرم، حدود پنج و نيم تا شش ليتر خون دارد و با اهداي 250 سي‏سي تا 450 سي‏سي از خون خود، نه تنها سلامتي خود را به مخاطره نمي‏اندازد، بلكه ضمن كمك به سلامتي خود، نجات بخش زندگي ديگري نيز خواهد شد. اهداي خون همچنين مي‏تواند در كشف بيماري‏هاي نهفته در اهدا كنندگان كاملاً مؤثر باشد. هر فرد سالم مي‏تواند در هر سال تا چهار بار با فاصله هشت هفته (دو ماه) خون اهدا كند.

8 مرداد؛ روز بزرگداشت شیخ شهاب الدین سهروردی

 

روز بزرگداشت شيخ شهاب الدين سهروردی

شهاب‌الدين‌ابوالفتوح يحيي بن حبش‌بن‌اميرك سهروردی، در 549 ق. ‌در سهرورد در اطراف شهر زنجان امروزي به‌دنيا آمد.سهروردی بعدها در مراغه‌نزد مجدالدين‌خيلي‌رفت‌و گفته‌اند كه‌نزد او حكمت‌و اصول‌فقه‌آموخته‌است‌.سهروردی همچنین در اصفهان‌ نزد ظهيرالدين‌فارسي‌كتاب‌البصاير در منطق‌را خوانده‌است‌.

 

سهروردی به‌سفرهاي‌فراوان‌رفته‌و با بزرگان‌و مشايخ هر ديار ملا‌قات‌كرده‌است‌. آخرين‌سفر سهروردی به‌حلب‌و دمشق‌بود و در آنجا مورد احترام‌ملك‌ظاهرشاه‌قرار گرفت‌. اين اكرام‌شاه‌جوان‌از او و نيز دلا‌يل‌ديگر وي‌را محسود فقها كرد و خواستار حكم‌قتل‌او از صلا‌ح‌الدين‌ايوبي‌شدند و سرانجام‌در 587 ق ‌به شكل نامعلومي‌در جواني در حلب‌از دنيا رفت.

 

سهروردي‌، قامتي‌معتدل‌و چهره‌اي‌سرخگون‌داشته‌و به‌شيوه‌قلندران‌رفتار ميكرده است‌. برخي‌سهروردی را صاحب كرامات‌و برخي‌ملحد دانسته‌اند. منابع كهن سبب شهادت سهروردي‌را راجع‌به‌مناظره‌وي‌در باب‌ختم‌نبوت‌گزارش‌كرده‌اند.

 

لذا مفسران‌امروزين‌سهروردی معتقدند (ولا‌يت‌از اصول اعتقادی سهروردی است‌و به‌نظر او اگرچه‌نبوت‌ختم‌شده‌اما ولا‌يت بدان معنا كه‌در شيعه مطرح‌شده‌، پيوسته‌و مداوم‌است‌.)

آثار واشعار فراواني‌منسوب‌به‌سهروردي‌است‌.كهن‌ترين فهرست‌آثار وي‌را شهرزوري‌ارائه‌كرده‌كه‌تعداد آن‌مشتمل بر 46 عنوان‌است‌.به‌نظر سهروردی، حكمت‌، <خميره‌‌ازلي‌> است‌و بنيان آن توسط هرمس نهاده شده است‌. او مي‌گويد شاخه‌فيثاغوري و بايزيد بسطامي‌و سپس منصور حلا‌ج‌و ابوالحسن‌خرقاني‌در سلوك‌وارثان‌معنوي اين‌حكمت‌هستند.

 

منابع‌انديشه‌هاي‌ سهروردی گوناگون‌است‌، مثلا‌انديشه‌هاي‌ديني‌فلسفي ايران پيش از اسلا‌م ‌يكي از اين منابع است‌. او اساس حكمت فرزانگان‌ايراني را در تفسير جهان بر اساس‌<قاعده‌نور و ظلمت‌> و <تصفيه باطن> مي‌داند.

نيز سهروردی به‌حكمت‌يونان‌توجه‌كرده‌است‌و بيش‌از همه از افلا‌طون و نوافلا‌طونيان‌متاثر است‌.

 

سهروردی به‌شيخ‌اشراق‌معروف‌بوده‌و در اصول‌تبحر داشته‌و در فروع به‌مذهب شافعي‌مي‌رفته‌و شعر نيكو مي‌سروده‌و در مناظره‌بسيار توانا بود و هيچ‌يك از معاصرانش‌به‌پاي‌او نمي‌رسيده‌اند. وي‌حكمت‌و اصول‌فقه‌را از شيخ‌مجدالدين‌گيلا‌ني‌در مراغه‌فرا گرفته‌است‌.در منطق‌، بصائر ابن‌سهلا‌ن‌ساوي‌را نزد ظهيرالدين قاري‌خوانده‌است‌.

 

سهروردی بعد از فراغت‌از تحصيل‌غالب‌اوقات‌در مسافرت‌بوده‌و مدتي‌هم‌با طايفه‌صوفيه‌مصاحب‌شده‌و از بيانات‌اين‌فرقه‌استفاده‌كرده‌تا روح‌تسامح‌و استقلا‌ل‌فكري‌در او حاصل‌شده‌، پس‌از آن‌مشغول‌رياضت‌و مجاهدت‌شده‌و در خلوت به‌اوراد و اذكار اشتغال‌داشته‌و غالب ايام‌سال روزه‌بوده‌و در هفته‌يك‌بار افطار مي‌كرده‌تا آنكه‌به‌مقامات‌عاليه و نهايت مكاشفه‌رسيده‌و صاحب‌كرامات‌و خوارق عادات شد و به‌واسطه‌آن‌امور عجيبي‌كه‌از او ظاهر گشت او را <خالق‌البرايا = آفريدگار مردمان‌> ناميدند ولكن‌يكي‌از دوستانش‌او را در خواب‌ديده‌و شيخ‌فرموده‌كه‌مرا به‌اين‌اسم‌مخوانيد. بعضي‌ديگر غلو كرده‌او را نبي‌گفتند. ‌

 

سهروردي‌همچنان‌به‌قدم‌تجرد در شهرها مي‌گشت‌تا اينكه به‌ماردين‌از بلا‌د تركيه‌رسيد و به‌زيارت‌فخرالدين‌مارديني‌عارف‌و حكيم‌رسيد. استاد همواره‌از او به‌بزرگي ياد مي‌كرد و هوش‌و استعداد او را مي‌ستود ولي‌هميشه مي‌گفت‌كه‌از بي‌پروايي‌او به جانش‌مي‌ترسم‌. ‌

 

مكتب فلسفي شيخ اشراق

نظام فلسفي سهروردی بيشتر بر اشراق، مكاشفه، تصفيه نفيس و اصول كشفي ذوقي بنا شده است، سير و سلوك و شهودات دروني از مهم‌ترين عناصر نظام فلسفي وي به شمار مي‌رود.

شيخ اشراق، نظام فلسفي مشاء را (كه خود از آن تعبير به حكمت بحثي مي‌نمايد) در رسيدن به حقايق هستي بسيار ناتوان مي‌داند. او در مقدماتش بر حكمت‌الا‌شراق مي‌نويسد: <كسي كه طالب روش بحثي در حكمت است بايد طريقه مشائين را بپيمايد كه در اين جهت محكم و نيكو نوشته شده است. در اين صورت ما با او سخني در قواعد اشراقي نداريم.>

از اين‌رو سهروردی در بررسي‌هاي انتقادي خويش مهم‌ترين مباني و اصول حكمت مشاء را در نهايت دقت و ظرافت به نقد كشيده است. مهم‌ترين محورهاي اختلا‌في بين ابن‌سينا را مي‌توان در موارد زير خلا‌صه كرد 1- تشكيك در ماهيت يا وجود 2- اصالت وجود يا ماهيت 3- وجود يا عدم صورت نوعيه 4- مثل افلا‌طوني 5- وحدت و كثرت 6- شروط ادراك 7- نوعي يا غيرنوعي بودن اختلا‌ف انوار مجرده عقليه و ده‌ها مسائل ديگر.

 

شيخ‌اشراق‌از آناني‌نبوده‌كه‌تنها به‌قاضي‌رفته‌باشند، زيرا مي‌بينيم‌كه‌وي پيش‌از اينكه‌به‌رد آراي مشائيان‌بپردازد، چند كتاب‌در بيان‌فلسفه مشاء نوشته‌كه‌از مهم‌ترين‌كتب‌و مراجع‌حكمت‌مشائي‌است‌و معروف‌ترين آنها مطارحات‌و تلويحات‌است‌و شيخ‌در آنها عقايد ارسطو و مشائيان‌را با وضوح‌و صراحت‌كامل‌بيان‌كرده‌است‌. ‌

 

نظام فلسفي حكمت اشراق

نظام فلسفي اشراق يكي از پرارزش‌ترين نظام‌هاي اسلا‌مي است كه اصول آن به صورتي كه امروز شناخته شده به‌وسيله متفكر، عارف و عالم عظيم‌الشان شهاب الدبن سهرودي تدوين و تنظيم شده است. تاثير فلسفه اشراق بر تكامل فلسفه در ايران و علي‌الخصوص تاثير آن بر عرفان نظري، شايد بيش از تمامي نظام‌هاي ديگر فلسفي باشد. پايه‌هاي تاريخي فلسفه اشراق از طرفي بر تعاليم عاليه قرآن مجيد استوار است و از طرف ديگر بر مكتب‌هاي فلسفه افلا‌طوني و نو افلا‌طوني مبتني شده است؛ نيز به‌طور كلي، پايه‌هاي <مشرقي(>مباحث فلسفه مشرقي كه ابن سينا در منطق‌المشرقين به آن اشاره كرده است) هم براي آن مي‌توان جست‌وجو كرد. فلسفه اشراق علي‌رغم حكمت مشاء كه تعقل و برهان را اصيل مي‌داند. تعقل و برهان را مبتني بر شناخت نور موجود از موضوع مي‌داند. هستي از نقطه نظر فلسفه اشراق نور مجرّدي است كه از اصل نورالا‌نوار ساطع شده و عالم را فرا مي‌گيرد. اشراق حضوري و شهود هم در مرتبت و هم در اصالت مقدم است بر برهان و تعقل و اين نكته‌اي است كه در فلسفه‌هاي جديد، علي‌الخصوص در پديدارشناسي متعاليه <هوسرل> از اهميت زيادي برخوردار است؛ با اين تفاوت كه پديدارشناسي هوسرل بيان ناقصي از علم حضوري در مقابل بيان سهروردي از علم حضوري اشراقي و شناخت برمبناي مشاهده اشراق است.

 

آنچه به نام حكمه‌الا‌شراق و يا فلسفه اشراقي معروف است و باني آن را سهروردي مي‌شناسيم، منحصرا در كتاب حكمه‌الا‌شراق بيان نشده است بلكه فلسفه‌اي است جامع كه سير تكامل آن را، حداقل در 4 كتاب اصلي فلسفي سهروردي، يعني التلويحات، المشارع و المطارحات، المقاومات و حكمه‌الا‌شراق مشاهده و دنبال مي‌توان كرد.

البته بايد توجه داشت كه از لحاظ تاريخي، حكمت اشراقي به مابعدالطبيعه پيش از ارسطو مربوط است. جرجاني در كتاب تعريفات، اشراقيون را از جمله فيلسوفاني مي‌داند كه استادشان افلا‌طون است. ‌

 

عبدالرزاق كاشاني، در شرح خود بر فصوص‌الحكم ابن عربي مي‌نويسد كه اشراقيون از سلا‌له <شيث>اند. ابن وحشيه در الفلا‌حه‌النبطيه اشراقيون را طبقه‌اي از كاهنان مصري مي‌داند كه فرزندان خواهر <هرمس> بوده‌اند.

 

خود جناب سهروردي در مطارحات مي‌نويسد كه حكمت اشراق متاثر از ما بعدالطبيعه موبدان ايران قديم، بوده است. فيثاغورث و افلا‌طون از جمله‌حكماي يونان بودند كه تحت تاثير اين حكمت قرار گرفتند و سرانجام ذوالنون مصري و بايزيد بسطامي وارثان اين حكمت هستند.

در اينكه‌آيا عقايد سهروردي‌منسوب‌به‌مشرق‌زمين‌است‌و شيخ‌فلسفه‌خود را منسوب‌به‌مشرق‌زمين‌و مقتبس‌از آنها مي‌داند يا نه‌؟ عقيده‌ها مختلف‌است‌. نظر دكتر حلبي‌در اين‌مورد چنين‌است‌كه‌:<اشراق‌يك‌معني‌بيشتر ندارد و آن‌روشن‌شدن‌است‌و اينكه‌اشراق‌را به‌سوي‌مشرق‌رفتن‌معني‌كرده‌اند، صحيح‌نيست‌و در زبان تازي وقتي خواهند اين‌معني‌را برسانند از كلمه‌تشريق‌استفاده‌مي‌كنند، چنانكه‌متبني گويد: و شرق‌حتي‌ليس‌للشرق‌مشرق‌و غرب‌حتي‌ليس‌للغرب‌مغرب‌و اين‌معني‌كه‌از اشراق‌در لغت و اصطلا‌ح‌معمول‌شده‌با خواست شيخ اشراق‌موافق‌و به‌حقيقت‌نزديك‌تر است چه‌سهروردي‌آراي‌خود را منسوب به‌روشن‌شدن باطن‌و كشف‌و ذوق‌دروني‌مي‌داند.>

 

نور، فرشته و زرتشت از نگاه شيخ اشراق

نور:‌بنابر نظر سهروردي، واقعيت‌هاي مختلف، چيزي غير از نور نيستند كه از لحاظ شدت و ضعف با يكديگر تفاوت دارند. واقعيت نيازمند به تعريف نيست؛ چرا كه قاعده آن است كه پيوسته امر غيرواضح را با امري روشن و واضح تعريف كنند. در حالي كه پيداست كه هيچ چيز از نور، آشكارتر و روشن‌تر نيست و بنابراين، آن را با هيچ چيز ديگري نمي‌توان تعريف كرد. ‌حقيقت اين است كه همه چيزها به‌وسيله نور آشكار مي‌شود و به همين دليل، بايد به وسيله آن تعريف شود. نور محض كه سهروردي آن را <نورالا‌نوار> ناميده است، حقيقت الهي است كه روشني آن به علت شدت نورانيت و فيض، كوركننده است.

 

نور اعلي منبع هر وجود است؛ چرا كه جهان در همه درجات واقعيت خود، چيزي جز درجات مختلف نور و ظلمت نيست. ‌سهروردي در اين باره چنين مي‌گويد: <ذات نخستين نور مطلق، يعني خدا، پيوسته نورافشاني (اشراق) مي‌كند و از همين راه متجلي مي‌شود و همه چيزها را به وجود مي‌آورد و با اشعه خود به آنها حيات مي‌بخشد و هر چيز در اين جهان منشعب از نور ذات او است و هر زيبايي و هر كمال، موهبتي از رحمت اوست و رستگاري عبارت از وصول كامل به اين روشني است.>

 

فرشته: علم به عالم ملكوت يا فرشته‌شناسي كه بحث در مورد انوار يا جواهري است كه ميان اين جهان سايه و نور اعلي قرار دارد، قسمت مركزي حكمت اشراق را تشكيل مي‌دهد. ‌فرشته در زمان واحد، هم نگاه‌دارنده اين جهان است، هم وسيله و افزار معرفت و شناخت است و هم چيزي است كه آدمي مي‌خواهد به آن برسد و در اين زندگي زميني پيوسته درصدد يافتن آن است. زيبايي و تسلط فرشته پيوسته در جهان اشراقي مي‌درخشد و هر كس را كه درصدد رويت آن برمي‌آيد، خيره مي‌سازد. ‌در نظر سهروردي تعداد فرشتگان به تعداد 10 عدد فلك نجومي قرون وسطي نيست بلكه به تعداد ستارگان ثابت است. يعني عملا‌از قدرت شمارش ما بيرون است و طريقي كه فرشتگان از فيض الهي بهره‌مند و اشراق مي‌شوند، محدود به هيچ شكل منطقي كه از پيش قابل دريافت باشد، نيست. سهروردي سلسله مراتب فرشتگان را از دو جهت طولي و عرضي مورد بحث قرار داده است.

 

در بالا‌ي سلسله طولي، فرشتگان مقرب جاي دارند كه برترين آنها نورالا‌عظم يا نورالا‌قرب (يا بهمن) ناميده مي‌شود. اين فرشته كه نزديك‌ترين فرشته به نورالا‌نوار است، فرشته مقرب پايين‌تر از خود را به‌وجود مي‌آورد كه اين فرشته پايين‌تر، از آن و نيز از نورالا‌نوار كسب نور مي‌كند. ‌

 

اين افاضه به نوبه خود انتقال پيدا مي‌كند تا سلسله طولي- كه هر يك از افراد آن نور قاهر ناميده مي‌شوند- كامل شود. اين سلسله طولي را <امهات> نيز مي‌نامند؛ از آن جهت كه همه چيزهاي جهان از آن تولد مي‌يابد.

اعضاي سلسله امهات، به صورتي هستند كه هر فرشته مقرب فوقاني، جنبه بهتر و غلبه نسبت به آنكه در زير آن است، دارد و فرشته پايين‌تر نسبت به فوقاني داراي جنبه محبت است.

 

 

 

از جنبه غلبه و مشاهده اين سلسله مراتب عالي، رشته عرضي فرشتگان پيدا مي‌شود كه مطابق است با جهان ارباب انواع يا <مثل افلا‌طوني.> افراد اين سلسله مانند سلسله طولي از يكديگر توليد نمي‌شوند. ‌

هر چيز در اين دنيا كه عالم پايين است، صنم يكي از اين رب‌النوع‌ها است كه <اثر فرشته‌اي خاص> آن را همراه دارد. به همين جهت است كه سهروردي آنها را صاحبان نوع (ارباب الا‌نواع) خوانده است چون در واقع هر يك بر يك نوع خاص حكومت دارد و در واقع، رب‌النوع آسماني و مثال افلا‌طوني آن است.از فرشته عرضي فرشتگان، يك دسته فرشتگان متوسط به‌وجود مي‌آيد كه همچون خلفاي آنها مستقيما بر انواع (موجودات) حكومت مي‌كنند.

 

اعضاي اين دسته متوسط را <انوار مدبره> و گاهي <انوار اسفهبديه> مي‌نامند. اين نام اخير بيشتر براي آن دسته از فرشتگان است كه بر نفوس آدميان حكومت دارند.

اين فرشتگان؛ يعني انوار مدبره به ميانجيگري محبت، افلا‌ك را به حركت درمي‌آورند و حافظ همه آفريده‌هاي زميني از معدني و گياهي و حيواني و بشري هستند. ‌

 

زرتشت:‌سهروردي‌تمايل‌زيادي به‌مذهب‌زرتشتي‌داشته‌و حقايق‌آن‌مذهب‌در بارور شدن‌آراي او تاثير تام‌داشته‌است‌. اين‌تمايل‌در بعضي‌از دانشمندان‌ديگر از جمله‌عبدالله‌بن‌‌المقفع‌و رازي‌نيز بوده‌زيرا <بيروني‌> در چند كتاب‌از آثار خويش‌به‌مانوي‌بودن‌زكرياي‌رازي‌اشارت‌آشكار دارد ولي‌بايد دانست‌كه‌فيلسوفان‌و دانشمندان‌و بزرگان‌عالم‌به‌هر ديني‌باشند اهميت‌شان‌از لحاظ‌خدمتي‌است‌كه‌به‌بشريت‌مي‌كنند و اين‌فكر صحيح‌نيست‌كه‌متفكر يا فيلسوفي‌را به‌جرم‌مسلمان‌نبودن‌او تحقير كنيم‌و آراي او را مردود بدانيم‌. اعتقاد به‌نور و ظلمت‌در آراي‌سهروردي‌بسيار نزديك‌به‌دو نيروي‌<سپنتامينو> و <انگره‌مينو> در دين‌زرتشتي‌است‌و اين‌امر البته‌دليل‌ثنويت‌نيست‌، چه‌اگر واقعا دين‌زرتشت‌را فهميده‌باشيم‌، زرتشت‌مظاهر نيك‌و بد عالم‌را منسوب‌به‌اين‌دو قوه‌مي‌كند و در دين‌او <اهورامزدا> خداي‌واحد است‌به‌قول‌پروفسور جكسن‌اگر معتقد باشيم‌كه‌دين‌زرتشت‌ثنوي‌است‌، اسلا‌م‌هم‌ثنوي‌است‌، در حالي‌كه‌نه‌دين‌زرتشت‌ثنوي‌است‌و نه‌دين اسلا‌م‌، زيرا با اينكه‌ظاهرا هر يك‌از اين‌دو دين به‌دو نيروي‌رحماني‌و شيطاني‌معتقد هستند ولي‌اين‌دو دين‌، آن‌قوي‌را مخلوق يك نيروي فوق‌العاده مي‌شمارند كه‌در اسلا‌م‌<اللّه‌> و در دين‌زرتشت‌و در آيين‌مزديسنا <اهورامزدا> گفته‌مي‌شود. ‌

 

رد شعوبي بودن سهروردي

برخي‌از كساني‌كه‌در تاريخ‌فلسفه‌اسلا‌مي‌خود را صاحب‌‌نظر مي‌دانند شيخ‌مقتول‌شهاب‌‌الدين‌سهروردي‌را در زمره‌شعوبيه‌به‌شمار آورده‌و آثار وي‌را نيز بر همين‌اساس‌مورد ارزيابي‌قرار داده‌اند. دكتر محمدعلي‌ابوريان‌استاد و رئيس‌بخش‌فلسفه‌در دانشكده‌افسريه‌مصر از جمله‌اين‌اشخاص‌به‌شمار مي‌آيد. وي‌كتابي‌تحت‌عنوان‌<تاريخ انديشه‌فلسفي در اسلا‌م> به‌رشته‌تحرير درآورده‌و در آن‌اين‌مساله‌را مطرح‌ساخته‌است‌. اين‌استاد مصري‌مي‌گويد: نهضت‌شعوبيه‌در پايين آوردن اعتبار قوم‌عرب‌و كاستن‌ارزش‌آنان‌تاثير فراوان‌داشته‌است‌. وي‌بر اين‌عقيده است‌كه‌شعوبيه‌تنها گروهي‌از ايرانيان‌را تشكيل‌مي‌دهند كه‌از انديشه عنصري‌و نژادپرستي‌جانبداري مي‌كند.

 

دكتر ابوريان‌نظريه‌چند تن‌از محققان‌را نيز درباره‌اينكه‌قوم‌عرب‌از درك مسائل‌فلسفي‌ناتوان‌هستند در كتاب‌خود نقل‌كرده‌و آنها را مورد انتقاد شديد قرار داده‌است‌.

جاحظ‌در كتاب‌<البيان‌و التبيين‌> و صاعد ابن‌احمد در كتاب‌<طبقات‌الا‌مم‌> اين‌مساله‌را مطرح‌ساخته‌و قوم‌عرب‌را در مورد درك‌مسائل‌فلسفي‌ضعيف‌و سست‌به‌‌شمار آورده‌اند و صاحب‌كتاب‌<عقد الفريد> نيز عين اين‌عقيده را ابراز داشته‌است‌. ‌

 

در اين‌سخن‌ترديدي نيست‌كه‌سهروردي‌با قوم عرب مخالف نبوده و به‌هيچ‌‌وجه‌با آنان به‌دشمني سخن‌نگفته‌است‌دليل‌اين‌امر آن است كه اين فيلسوف متاله‌يك مسلمان‌واقعي‌بوده‌و شخص‌مسلمان‌به‌برتر بودن‌نژاد معتقد نيست. آنچه‌در نظر سهروردي‌اهميت‌دارد وصول به‌حقيقت بوده و حقيقت‌كامل‌را نيز جز وحي‌محمدي‌(ص‌) كه‌در قرآن‌مجيد متجلي‌است‌چيز ديگري‌به‌‌شمار نمي‌آورد.

 

دكتر محمدعلي‌ابوريان‌اين‌فيلسوف‌مسلمان‌را با صراحت‌تمام‌از شعوبيه‌به‌‌شمار آورده‌اما در اين‌باب‌سند معتبري‌ارائه‌نكرده‌است‌؛ تنها چيزي‌كه‌وي‌براي‌مدعاي‌خود سند قرار داده‌اين است كه سهروردي بسياري از اصطلا‌حات‌و كلمات‌فارسي‌را در آثار خود به‌كار برده‌است‌.

 

آثار شيخ اشراق

سهروردی با وجود كمي عمر، حدود 50 كتاب به فارسي و عربي نوشته كه بيشتر آنها به‌دست ما رسيده است. آثار وي از چند نوع است و مي‌توان آنها را به 5 دسته تقسيم كرد:

1-‌كتاب‌هاي صرفا فلسفي سهروردی كه همه به زبان عربي نوشته شده است و عبارتند از تلويحات، مقامات، المشارح و المطارحات و حكمه‌الاشراق. در كتاب اول مسائل فلسفي را از ديدگاه مشائيان مطرح كرده و در موارد متعدد به سبك خود آنها، عليه‌شان انتقاد كرده است و در كتاب چهارم <حكمه الاشراق> كه مهم‌ترين اثر فلسفي او و شاهكار عظيم او به‌شمار مي‌آيد مختص به بيان فلسفه اشراقي است.

 

- رساله‌هاي كوتاه‌تري به فارسي و عربي كه در آنها مواد 4 كتاب فوق به زبان ساده‌تر و به‌صورت خلا‌صه توضيح داده شده از اين جمله است: هياكل النور، الواح‌العماديه كه هر دو هم به عربي و هم به فارسي نگاشته شده است. پرتونامه، في اعتقادالحكما، اللمحات، يزدان شناخت و بستان القلوب از ديگر آثار او است.

 

3- حكايت‌هاي رمزي يا داستان‌هايي كه در آنها از سفر نفس، مراتب وجود و رسيدن به رستگاري و اشراق سخن رفته، اين رساله‌ها، همه به فارسي است، ولي بعضي از آنها‌، ترجمه عربي نيز دارد، عقل سرخ، آواز پر جبرئيل، قصه الغربه الغربيه، لغت موران، رساله في‌حاله الطفوليه، روزي با جماعت صوفيان، رساله في‌المعراج و صفير سيمرغ از اين دسته است.

 

4- تحريرها و ترجمه‌ها، شرح‌ها و تفسيرهايي است بر كتاب‌هاي فلسفي پيشينيان و نيز بر قرآن كريم و حديث نوشته مانند ترجمه فارسي رساله الطير ابن‌سينا، شرحي بر اشارات او، تاليف رساله في‌حقيقه العشق كه مبتني بر رساله في‌العشق ابن سينا است و تفسيرهاي چند سوره از قرآن و بعضي از احاديث.

 

5- رسالا‌تي كه حاوي ادعيه، اوراد و اذكار است كه شيخ آنها را <الواردات و التقديسات> مي‌نامد، اين نوشته‌ها بيانگر فرشته‌شناسي سهروردی، ارتباط افلا‌ك با موجودات لطيفه و تطابق آنها با امشاسپندان زرتشتي است. مثلا‌در دو نيايش بسيار معروف، خورشيد يا هورخش مورد خطاب قرار مي‌گيرد.

 

قتل سهروردی

از زمان‌قديم‌قاعده‌بر اين‌بوده‌كه‌اگر كسي‌ظهور كند و سخني‌تازه‌بگويد و تحقيقي نو بياورد او را برانند يا تكفير كنند و اين‌امري‌است‌كه‌آن‌را در شرح‌احوال‌اكثر دانشمندان‌و حكيمان‌و فيلسوفان‌روشنفكر و نوآور ايران‌خوانده‌ايم‌.

 

سهروردی نيز از اين‌سرنوشت‌شوم‌دور نمانده، به‌‌طوري‌كه‌عرصه‌را بر سهروردی تنگ‌گرفته‌اند كه‌از زندگي‌بيزار شده‌و در مقدمه‌<حكمه‌الا‌شراق‌> آرزوي‌سكوت‌كرده‌است‌.

با همه‌اين‌احوال‌چنان‌كه‌سيره‌آزادگان‌است‌او با شجاعت‌تمام‌عقايد خود را ابراز داشته‌و از تكفير عالم‌نمايان‌دروغين‌نترسيده‌و جان‌خويش‌بر سر اين‌سودا گذاشته‌است‌. ‌

 

در واقعه‌قتل‌و سال‌وفات‌ سهروردی اختلا‌ف‌است‌. شيخ‌اقامت‌كردن‌در <ديار بكر> را بسيار مايل‌بود و در بعضي‌اوقات‌به‌شام‌منزل‌مي‌كرد و گاهي‌هم‌به‌روم‌مسافرت‌مي‌كرد، دفعه‌اخير كه‌از روم‌به‌شام‌آمد و از آنجا به‌حلب‌رفت‌، حاكم‌حلب‌در آن‌اوقات‌<الملك‌الظاهر> پسر سلطان <صلا‌ح‌الدين‌ايوبي‌> بود.

 

<الملك‌الظاهر> چون‌آوازه‌ سهروردی شنيده‌بود شايق‌ملا‌قات‌او شد و مقدمش‌را گرامي‌داشت‌. گاهي‌از اوقات‌در حضور <الملك‌الظاهر> با علماي‌<حلب‌> مناظره‌و مجادله‌مي‌كرد و آنان‌را مغلوب‌و ملزم‌مي‌ساخت‌و به‌هر علمي‌كه‌وارد مي‌شدند و محل بحث واقع‌مي‌شد كلا‌م‌شهاب‌الدين‌بر كلا‌م ‌آنان‌برتري داشت‌به‌طوري‌كه‌از عهده‌مناظره‌و مباحثه‌با او برنمي‌آمدند. اين‌مساله باعث‌كينه‌شديد آنها شد و آتش‌حسد در قلوب‌شان‌مشتعل‌شد، علا‌وه‌بر اينها چون شهاب‌الدين‌با راي‌حكيمان‌صحبت‌مي‌كرد و عقايد فيلسوفان‌را بيان مي‌كرد و بعضي‌اوقات‌هم‌امور عجيبه‌و افعال‌خارق‌العاده از او ظاهر مي‌شد، تمام‌اينها سبب‌شد‌دانشمندان‌حلب‌او را تكفير كردند و قتلش‌را واجب‌دانستند وليكن‌الملكالظاهر وقعي‌به‌سخنان‌آنها ننهاد و از كشتن شيخ‌سر باز زد، ناچار عالمان‌ظاهر و فقيهان‌حلب‌حكم‌كفر شهاب‌الدين را نزد صلا‌ح‌الدين‌فرستادند.

 

سلطان‌محض‌همراهي‌با آنها به‌پسر خود حكم‌كرد كه‌سهروردي‌را به‌قتل‌برساند، الملك‌الظاهر در اجراي‌فرمان‌پدر مسامحه‌و تساهل‌پيش‌گرفت‌، عالمان حلب‌چون ديدند كه‌حكم‌تكفير اجرا نشد باز به‌صلا‌ح‌الدين‌نوشتند كه‌اگر الملك‌الظاهر، شهاب‌الدين‌را پيش‌خود نگاه‌دارد چيزي‌نخواهد گذشت كه‌عقيده‌او را فاسد و تباه‌خواهد كرد و اگر اخراجش‌كند، به‌هر كجا رود باعث‌فساد و گمراهي‌مردم‌عوام‌خواهد شد. مرتبه دوم‌صلا‌ح‌الدين فرماني به‌خط‌قاضي فاضل بفرستاد و پسر را تهديد كرد كه‌اگر در قتل شهاب‌الدين مسامحه‌نمايي‌، حكم‌مي‌كنم‌كه‌حلب‌را از تصرف‌تو باز گيرند. الملك‌‌الظاهر بر حسب‌فرمان‌پدر و حكم‌علماي حلب شهاب‌الدين را ماخوذ و محبوس‌كرد. ‌

 

در اينجا خوب است نظر آيت‌الله شهيد مطهري درباره شخصيت والا‌ي سهروردی را بياوريم كه ايشان مي‌‌نويسد: . . . < سهروردی نه‌تنها در مناظره با فقها و متكلمان بي‌پروا بود و دشمني برمي‌انگيخت، در اظهار اسرار حكمت، برخلا‌ف توصيه بوعلي در آخر اشارات، شايد به‌علت جواني، بي‌پروايي مي‌كرد و همين باعث دشمني و توطئه‌چيني عليه وي شد.>

 

اما در كيفيت‌قتل مرحوم شيخ اشراق‌، بعضي‌نوشته‌اند: او را حبس‌كردند و طعام‌از او باز داشتند تا از گرسنگي‌جان‌داد و اين‌را خود او از الملك‌‌الظاهر خواسته‌بود. بعضي‌گفته‌اند: با زه‌كمان‌خفه‌اش‌كردند. برخي ديگر مي‌گويند:‌از پشت‌بام‌به‌زير انداختند‌و سپس‌جسدش‌را سوزانيدند.

 

آمده است كه‌الملك‌الظاهر پس‌از كشتن‌او سخت‌پشيمان‌شد و دستور داد همه‌كساني‌را كه‌به‌قتل‌او فتوانوشته‌بودند تبعيد كنند و اموال‌و دارايي‌آنها را به‌غرامت‌بردارند و اندوخته‌هايشان‌را مصادره‌كنند.

در سنين‌عمر سهروردی نيز اختلا‌ف‌است‌و از 33‌تا 50‌سال نوشته‌اند. ياقوت‌حموي در معجم‌الا‌دبا مي‌نويسد كه‌سهروردي‌در سال‌هجري‌وارد حلب‌شد و در پنجم رجب سال‌در سن 40 سالگي به قتل رسيد‌.

زندگی نامه حضرت شاه چراغ

شناسنامه

نام: احمد

لقب: شاهچراغ، سید‌السادات

کنیه: ابوعبدالله

پدر: امام موسی کاظم علیه السلام

مادر: امّ احمد

تاریخ ولادت: نامشخص

تاریخ شهادت: بین سال‌های 203 تا 218 هجری قمری

قاتل: قتلغ خان(حاکم شیراز) به فرمان مأمون عباسی

محل دفن: شیراز

ولادت

تاریخ دقیق تولد حضرت احمد بن موسی شاه چراغ سلام الله علیه مشخص نیست. اخیراً در شورای فرهنگ عمومی استان فارس نامگذاری یک روز به نام بزرگداشت آن حضرت مطرح شد و متولیان امر تصمیم گرفتند که روز تولد آن حضرت را به عنوان مراسم بزرگداشت انتخاب کنند. لذا برای مشخص شدن روز دقیق تولد، مورخان و محققان تحقیقات خود را آغاز کردند. اما پس از بررسی های به عمل آمده کارشناسان به این نتیجه رسیدند که روز تولد حضرت شاه چراغ بدرستی مشخص نیست و در این خصوص نقلهای متفاوتی وجود دارد. از این رو تصمیم بر این شد که در دهه کرامت یعنی حدفاصل تولد حضرت معصومه سلام الله علیها و امام رضا علیه السلام یک روز به عنوان روز بزرگداشت حضرت احمد بن موسی «شاه چراغ» تعیین شود.

پدر و مادر

حضرت سید امیر احمد(ع) ملقب به شاه چراغ و سیدالسادات، فرزند بزرگوار امام موسی کاظم علیه السلام است.

مادر وی، مشهور به «ام احمد»، مادر بعضی از فرزندان حضرت موسی بن جعفر(ع) بوده است.

ایشان داناترین، پرهیزگارترین و گرامی ترین زنان در نزد آن حضرت بودند و حضرت اسرار خود را به وی می گفتند و امانتشان را نزد وی به ودیعه می گذاشتند.

بیعت با علی بن موسی الرضا علیه السلام

 چون خبر شهادت حضرت موسی کاظم علیه السلام امام هفتم شیعیان در مدینه شایع شد، مردم به در خانه ام احمد، مادر حضرت شاه چراغ «احمد بن موسی» گرد آمده و حضرت سید میر احمد را با خود به مسجد بردند، زیرا از جلالت قدر و شخصیت بارز و اطلاع بر عبادات و طاعات و نشر شرایع و احکام و ظهور کرامات و بروز خوارق عادات که در آن جناب سراغ داشتند، گمان کردند که پس از وفات پدرش امام موسی بن جعفر علیه السلام امام بحق و خلیفه آن حضرت فرزندش «احمد» است.

به همیت جهت در امر امامت با حضرتش بیعت کردند و او نیز از مردم مدینه بیعت بگرفت، سپس بر منبر بالا رفت، خطبه ای در کمال فصاحت و بلاغت انشاء و قرائت فرمود، آنگاه تمامی حاضرین را مخاطب ساخته و خواست که غائبین را نیز آگاه سازند و فرمود: همچنان که اکنون تمامی شما در بیعت من هستید، من خود در بیعت برادرم علی بن موسی علیه السلام می باشم، بدانید بعد از پدرم برادرم «علی» امام و خلیفه ی بحق و ولی خداست. و از جانب خدا و رسول صلی الله علیه و آله و سلم او، بر من و شما فرض و واجب است که امر آن بزرگوار را اطاعت کنیم و به هر چه امر فرماید گردن نهیم.

پس از آن شمه ای از فضایل و جلالت قدر برادرش علی علیه السلام را بیان فرمود، تا آنجا که همه حاضران گفته های آن بزرگوار را اطاعت کردند، ابتدا او بیعت را از مردم برداشت، سپس گروه حاضران در خدمت احمد به در خانه حضرت امام علی بن موسی علیه السلام آمده همگی با آن جناب بر امامت و وصایت و جانشینی امام موسی بن جعفر علیه السلام بیعت نمودند. و حضرت امام رضا علیه السلام درباره برادرش احمد دعا کرد و فرمود: همچنان که حق را پنهان و ضایع نگذاشتی، خداوند در دنیا و آخرت تو را ضایع نگذارد.

سفر به ایران

 شیعیان و محبان اهل بیت علیهم السلام، پس از حضور با برکت امام هشتم علیه السلام در خراسان برای زیارت چهره تابناک امامت و ولایت از نقاط مختلف، به سوی ایران حرکت می کنند. حضرت احمد بن موسی(ع) نیز در همین سال ها(198-203 ه. ق) با جناب سید امیر محمد عابد و سید علاءالدین حسین(برادران ایشان) و جمع زیادی از برادرزادگان و محبان اهل بیت علیهم السلام، به قصد زیارت حضرت رضا علیه السلام از مدینه حرکت می نمایند تا از طریق شیراز به طوس عزیمت کنند. در بین راه نیز عده کثیری از شیعیان به آنان ملحق می شوند. خبر حرکت چنین قافله بزرگی مأمون خلیفه عباسی را به وحشت انداخت.

سفر به شیراز

 در زمانی که حضرت امام علی بن موسی(ع) با ولایتعهدی تحمیلی در «طوس خراسان» بودند، حضرت احمد بن موسی(س) به اتفاق جناب سید محمد عابد و جناب سید علاءالدین حسین برادران خود و جمعی دیگر از برادرزادگان و اقارب و دوستان، به قصد زیارت آن حضرت از حجاز به سمت خراسان حرکت نمود. در بین راه نیز جمع کثیری از شیعیان و علاقه مندان به خاندان رسالت، به سادات معظم ملحق و به اتفاق حرکت نمودند تا جایی که می نویسند: به نزدیک شیراز که رسیدند، تقریباً یک قافله پانزده هزار نفری از زنان و مردان تشکیل شده بود. 

خبر حرکت این کاروان را به خلیفه وقت(مأمون) دادند. وی ترسید که اگر چنین جمعیتی از بنی هاشم و دوستداران و فدائیان آن ها به طوس برسند، اسباب تزلزل مقام خلافت گردد. لذا امریّه ای صادر نمود به تمام حکام بلاد که در هر کجا قافله بنی هاشم رسیدند، مانع از حرکت شوید و آن ها را به سمت مدینه برگردانید. به هرکجا این حکم رسید قافله حرکت کرده بود مگر شیراز.

 حاکم شیراز مردی به نام «قتلغ خان» بود. وی با چهل هزار لشکر جرّار، در «خان زنیان» در هشت فرسخی شیراز اردو زد و همین که قافله بنی هاشم رسیدند، پیغام داد که حسب الامر خلیفه، آقایان از همین جا باید برگردید. حضرت سید احمد(س) فرمود: «ما قصدی از این مسافرت نداریم، جز دیدار برادر بزرگوارمان». اما لشکر قتلغ خان راه را بستند و جنگ شدید خونینی شروع شد اما لشکر در اثر فشار و شجاعت بنی هاشم پراکنده شدند. 

لشکر شکست خورده، تدبیری اندیشیدند. بالای بلندی ها فریاد زدند: «الان خبر رسید که ولیعهد(امام هشتم علیه السلام) وفات کرد»! این خبر مانند برق، ارکان وجود مردمان سست ‎عنصر را تکان داده، از اطراف امام زادگان متفرق شدند. جناب سید احمد(س) شبانه با برادران و اقارب از بیراهه به شیراز رهسپار گردیدند و با لباس مبدّل پراکنده شدند.

شهادت

حضرت احمد بن موسی(س) برای امان از گزند حکومت، به همراه برادر خود مخفیانه به شیراز رهسپار شد. سید احمد در شهر شیراز در منزل یکی از شیعیان در منطقه «سردزک» که مرقد ایشان در این منطقه واقع است، سکنی گزید و در خانه این شخص مخفی گشت و شب و روز را به عبادت می گذرانید. 

«قتلغ خان» که جاسوسانی را برای شناسایی و دستگیر نمودن سادات که از مناطق خود فرار نموده بودند قرار داده بود، مکان ایشان را بعد از یک سال یافت و او و همراهانش را محاصره نمودند و نبردی بین آنها و مأموران حکومت در گرفت و سید احمد با شهامت و شجاعت هاشمی خود به دفاع از خود و همراهان خود پرداخت. 

هنگامی که «قتلغ» دانست که از طریق ستیز مسلحانه، قدرت از میان بردن آنان را ندارد؛ از طریق خانه همسایه او شدند و از طریق شکافی که در خانه همسایه درست کردند وارد خانه ای که سید أحمد در آن پناه برده بود، شدند و زمانی که او برای استراحت و تجدید قوا، پس از نبردی طولانی به خانه رفته بود، هنگام خروج، با شمشیری بر سر او ضربه ای وارد کردند. سپس به دستور «قتلغ خان» خانه را بر روی آن بدن شریف خراب کردند و زیر آوار باقی گذاردند. 

با توجه به تبلیغ گسترده حکومت و مأموران بر علیه تشیع و اهل بیت(ع) تعداد زیادی از مردم که از مخالفین تشیع بودند، حرمت بدن شریف نوه پیامبر را نگاه نداشتند و آن را در زیر آوار نگاه داشته و به خاک نسپردند.

سالروز بزرگداشت حضرت صالح بن موسی الکاظم (ع)

حضرت صالح بن موسی الکاظم (ع) فرزند بزرگوار امام هفتم (ع) و برادر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) هستند و وجود ایشان در خاک کشورمان برای ما موهبتی بزرگ است.

 وارد شدن حضرت صالح بن موسی الکاظم (ع) به ایران به زمانی مربوط می شود که این حضرت ماجرای ولیعهدی برادر بزرگوارشان را می شنوند و از عراق به سوی ایران حرکت می کنند اما زمانی که به منطقه تجریش فعلی می رسند توسط دشمنان به شهادت می رسند.

 برادر بزرگوار امام رضا (ع) که در بین ایرانیان به امامزاده صالح (ع) شهرت دارد، در رده امامزاده های صحیح النسب به شمار می روند و زیارت حرم مطهر ایشان از ثواب بسیار زیادی برخوردار است.

 زیارت حرم مطهر حضرت صالح بن موسی الکاظم (ع) از ارزش و فضیلت بسیاری برخوردار است و پیامبر اکرم (ص) نیز درباره این موضوع سخنی را به حضرت علی (ع) فرموده اند. بر این اساس حضرت محمد (ص) می فرمایند: " ای اباالحسن قبر تو و فرزندانت در پیشگاه خداوند متعال چون قطعه‌ای از خاک بهشت و خانه‌ای از خانه‌های آن است. به لطف خدا دل‌های بندگان برگزیده و مخلص‌اش به سوی شما مشتاق است و در راه زیارت شما سختی را به جان می‌خرند. و قبور شما را آباد می‌سازند. تا مؤمنان زیارتش کنند. این بندگان پاک و مخلص خدا در روز قیامت به حوض کوثر وارد و شامل شفاعت خاص من می‌شوند."

 نمک بیشترین ماده ای است که آن را نذر حضرت صالح بن موسی الکاظم (ع) می کنند و دلیل آن هم این است که زائران در گذشته های دور که آن بقعه متبرکه در تجریش به عنوان محلی صعب العبور قرار داشت، با خود نمک می آوردند و در مسیر می پاشیدند تا یخ ها و برف های موجود در مسیر کمی از حالت اصلی خود خارج شود و مسیر هموارتری را برای عبور فراهم آورد.

روز تجلیل از امامزادگان و بقاع متبرکه

مقام معظم رهبری مدظله العالی:
امامزادگان و بقاع متبرکه باید به قطب فرهنگی تبدیل شوند.

ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها و روز دختر

ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها و روز دختر
حضرت فاطمه معصومه (ع) در اوّلین روز ماه ذى القعده سال 173 هـ ق،  25 سال بعد از تولد حضرت امام رضا (ع) در شهر مدینه منوّره چشم به جهان گشود.


از میان فرزندان بزرگوار حضرت امام موسى بن جعفر(ع)، دو فرزند ایشان یعنى حضرت امام على بن موسى الرضا (ع) و حضرت فاطمه کبری (ع) ملقّب به معصومه، از ویژگی های خاص برخوردار بوده اند تا  ادامه دهنده خطّ امامت بعد از پدر باشند.


آن حضرت به همراه امام رضا (ع) هر دو در دامان پاک یک مادر بزرگوار به نام حضرت نجمه خاتون (س) که از مهاجران مغرب بود، رشد و پرورش یافته اند. این در حالى است که پدر بزرگوارشان پیوسته در زندان هارون الرشید بسر مى بردند و سرانجام در همان زندان، هنگامى که حضرت معصومه (س) در سن ده سالگى بود، به شهادت رسیدند و از آن زمان به بعد حضرت معصومه (س) تحت مراقبت برادرش امام رضا (ع) قرار گرفت.


حضرت معصومه (س)، معصوم به معنایی که در مورد پیامبران و امامان به کار می رود نبوده، امّا ایشان دارای طهارت روح و کمالات معنوی بالایی بودند، به گونه ای که به زائرانش وعده بهشت داده شده است


اطلاق «معصومه» بر فاطمه دختر موسی بن جعفر (ع)
نام حضرت معصومه، فاطمه است. در کتاب های روایی و تاریخی نیز، از آن حضرت با عنوان فاطمه بنت موسى بن جعفر (ع) یاد شده است، امّا صدها سال است که آن حضرت با این لقب مشهور هستند،و این لقب نزد ایرانیان تبدیل به اسم برای ایشان شده است.
حضرت معصومه (س)، معصوم به معنایی که در مورد پیامبران و امامان به کار می رود نبوده، امّا ایشان دارای طهارت روح و کمالات معنوی بالایی بودند، به گونه ای که به زائرانش وعده بهشت داده شده است.


لازم به ذکر است که عصمت امر نسبی است. با توجه به روایاتی که در شأن و منزلت حضرت معصومه وارد شده است،می توان مرتبه ای از عصمت – نه در حد ائمه- برای ایشان قائل شد. این مسئله در حق چنین بانویی بعید به نظر نمی رسد؛ چرا که این حد از عصمت به معنای دوری از گناه در زندگی عالمان بزرگ نیز فراوان مشاهده می شود.


ورود حضرت معصومه (س) به قم
در سال 2ظ ظ  هجرى قمرى در پى اصرار و تهدید مأمون عباسى سفر تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون این که کسى از بستگان و اهل بیت خود را همراه خود بیاورند راهى خراسان شدند.


حضرت معصومه یک سال بعد از هجرت تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو، در سال 201 هجری قمری، به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت، به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حرکت کرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. در شهر ساوه عده اى از مخالفان اهل بیت که از پشتیبانى مأموران حکومت برخوردار بودند، سر راه کاروان آنان را گرفته و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتیجه تقریباً همه مردان کاروان به شهادت رسیدند، حتى بنابر نقلى حضرت (س) معصومه را نیز مسموم کردند.


عصمت امر نسبی است. با توجه به روایاتی که در شأن و منزلت حضرت معصومه وارد شده است،می توان مرتبه ای از عصمت – نه در حد ائمه- برای ایشان قائل شد. این مسئله در حق چنین بانویی بعید به نظر نمی رسد؛ چرا که این حد از عصمت به معنای دوری از گناه در زندگی عالمان بزرگ نیز فراوان مشاهده می شود


به هر حال، یا بر اثر اندوه و غم زیاد از این ماتم و یا بر اثر مسمومیت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س) بیمار شدند و چون دیگر امکان ادامه راه به طرف خراسان نبود، قصد شهر قم را نمود. حدوداً در روز 23 ربیع الاول سال 2ظ 1 هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. و در محلى که امروز «میدان میر» نامیده مى شود در منزل «موسى بن خزرج» فرود آمدند و افتخار میزبانى حضرت نصیب او شد.


آن بزرگوار به مدت 17 روز در این شهر زندگى کرد. محل زندگی و عبادت آن حضرت در مدرسه ستیه به نام «بیت النور» بود که هم اکنون محل زیارت ارادت مندان آن حضرت است.